آيات شيطاني

خانه    | پست خونه   |   |

6/01/2004

به دليل بازی در آوردن فيلترها مجبور به رفتن از اين وبلاگ هستم آدرس جديد : ayatesheytani1.blogspot.com متاسفانه فيلتر در بعضی ساعتها هست و بعضی ساعتها نيست!!! لطفا لينکهای خود را به آدرس جديد تغيير بديد البته فعلا دارم آرشيو رو منتقل ميکنم و احتمالا از امشب يا فردا کار رو در وبلاگ جديد شروع خواهم کرد فدا ي همتون بدرود

| I.H | 13:05 |

|


5/30/2004

فيلترها از کار افتادند!!!
در پی موج جديد سانسور و فیلتر شدن تعداد زیادی سایت و وبلاگ در چند روز اخیر از جمله همین وبلاگ از عصر جمعه ناگهان اکثر فیلترها از کار افتادند و تا الان هم درست نشده اند در تماسی که با دوستانم در چند جاي مختلف از کشور داشتم همه حکایت از از کار افتادن فیلتر ها میکند ! اینکه در مخابرات و وزارت اطلاعات رژیم چه خبر است بر کسی معلوم نیست باید در روزهای آینده دید آیا فیلترینگ برخواهد گشت یا خیر !!! در پايان اين خبر خوش جا داره يه مطلب رو از ملا حسنی امام جمعه ارومیه بزارم تا همگی مثل من از خنده پاره بشين!!!البته بيشتر از خنده بايد گريه کرد که چه احمقهايی دارن بر ما حکومت می کنن ! ولی خوب انقدر درجه احمقی اين آخوند زياد هست که نميشه نخنديد!!!


ملاحسنی: آن كسانی كه ميگن ما عقب افتاده ايم و خارجه از ما پيشرفته تره، احمقند. آنها نمی دانند كه ما در قرن 14 قمری هستيم و آنها در قرن 21 ميلادی، يعنی 7 قرن از ما جلوتر. آيا وقتی آنها، مثل ما در قرن 14 بودن، از الان ما جلوتر بودن؟ ما در آينده از آنها جلو می زنيم، چون يكسال قمری، از سال آنها ( خورشيدي) كوتاه تره مگر نمی بينيد كه هر سال ماه اسلامی مثل محرم، رمضان در زمان سال قبل نمی افتد و گاهی مثلا ماه مبارك رمضان در تابستان است و گاهی در زمستان و يا فصلی ديگر. چون سال های ما كوتاه ترند هر سال چند روز جلو می افتيم و در آينده نوه های ما نه فقط به قرن خارجی ها می رسند، از آنها هم جلو می زنند. آنوقت ببينيم كی پيشرفته تره.




| I.H | 21:01 |

|


5/29/2004

كردستان : بازگشت مبارزه ي مسلحانه


منطقه كردستان بار ديگر از حيث مبارزاتي فعال شده است. گزارشها حاكيست كه سازمانهاي سياسي و نيز نيروهاي مسلح كرد ايراني فعاليت هاي جديدي را در اين منطقه از سر گرفته اند. علاوه بر اعتراضات اجتماعي كه در هفته هاي گذشته در شهرهاي سقز، مريوان و بوكان به اوج رسيد مبارزين مسلح كرد نيز عملياتي را بر عليه نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي در منطقه آغاز كرده اند.

يك گزارش حاكيست كه در تاريخ 6 خرداد، يك گروه مسلح به يكي از پايگاه هاي نظامي رژيم در منطقه ي حسين آباد در 30 كيلومتري مركز سنندج حمله ور شده است. اين حمله ساعت يك بامداد آغاز شده است و تا ساعت 3 بامداد ادامه داشته است. پايگاه حسين آباد مركز اصلي نيروهاي حكومتي در كنترل محور سنندج – سقز مي باشد. در اين حمله پايگاه فوق با گلوله و موشك اندازهاي سبك هدف قرار گرفته است.

هنوز هيچ گروه شناخته شده اي مسئوليت اين حمله را به عهده نگرفته است اما از اين حمله به عنوان يك عمليات بي سابقه در سالهاي گذشته ياد شده است.

يك گزارش ديگر از سنندج حاكيست كه در روز 5 خرداد شايعه بمب گذاري در اداره ي مركزي ثبت احوال شهرستان سبب شد كه مردم وحشت زده از اين اداره فرار كنند و به دليل آشوب بوجود آمده درگيريهاي شديدي ميان مردم و نيروهاي انتظامي بوجود آمد كه در طي آن چندين مامور انتظامي مجروح شده و دو خودرو نيز به آتش كشيده شد. رسانه هاي وابسته به رژيم تلاش كردند برخورد مردم با نيروهاي حكومتي را به عنوان شورش چاقو كشان جلوه دهند.

اين گزارش حاكيست پنج روز پس از اين جريان كاركنان اين اداره هنوز حاضر نيستند به محل كار خود برگردند.

يك گزارشگر از كردستان خبر مي دهد كه در شهرهاي مختلف اين شهر اعلاميه هاي سياسي سازمانهاي مختلف و از جمله سازمان كومله به طور وسيعي توزيع مي شود.
ایناز



| I.H | 20:53 |

|


5/28/2004

با درود
چند روزی به دلايلی نيستم اما تا آخر هفته با وبلاگ جديد در خدمتتان خواهم بود .
ما پيروزيم چون حق با ماست.
فدای همتون بدرود

| I.H | 13:05 |

|




بيانيه واحد فرهنگی جبهه دموکراتيک ايران :

آقاي حسن زارع زاده اردشير دبير تشکيلات جبهه دمکراتيک ايران در آخرين تماس تلفني خود با گزارشگر خبرگزاري جبهه دمکراتيک ايران از محل تحصن در ساعت 21:00 امشب اطلاع داد که نيروهاي انتظامي به سمت ايشان در حرکتند. اين تماس تلفني نيمه کاره قطع گرديد و از آن لحظه تا کنون تماس با ايشان بعلت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه شان مقدور نشده است. خاموش شدن تلفن همراه ايشان به احتمال زيادي گوياي بازداشت متحصنين مي باشد.
در تماس ساعت 20:00 خبرگزاري با متحصنين، گفته شد که نماينده اي از طرف سردار طلايي به ايشان آخرين ضرب العجل خود را ابلاغ کرده و متذکر شده بود که در صورت عدم پايان فوري تحصن حکم جلب شرکت گنندکان در تحصن را دريافت داشته است.
در آخرين خبر مبارزيني که تا آخرين لحظه ايستادگي کرده اند و به احتمال قوي بازداشت گشته اند از قرار زير است: سعيد کلانکي، کيانوش سنجري، حسن زارع زاده اردشير، امين کرد، بهروز جاويد تهراني، علي رضايي و حسن قيصري .
لازم به ذکر است که قبل از حمله نيروهاي انتظامي به متحصنين، تعدادي از خانواده هاي زندانيان سياسي که در محل حضورداشتند با اصرار مبارزين نامبرده محل را ترک کرده بودند.


| I.H | 00:31 |

|


5/26/2004

آيات شيطانی نيز فيلتر شد
متاسفانه ملاهای کثافت در ادامه سانسور وبلاگها ما رو نيز بی نصيب نذاشتن و اينجا نيز فيلتر شد به همین دليل تا چند روز آينده يک چيز کلفت !!!حواله اين آقايون و اماماو پيغمبرشون خواهيم کرد! و آدرس جديد رو اعلام ميکنم شايدم ayatesheytani.tk رو اگه بشه از فيلتر در آوردم!!! .
۱۸ تير نزديک است
ما پيروزيم چون حق با ماست

پ.ن- گويا در بعضی جاها وبلاگ فيلتر نشده است!!! لطفا دوستان داخل ایران منو در جريان بزاريد اين وبلاگو بدون پروکسی ميبينيد يا با پروکسی
فدای همتون
بدرود

| I.H | 23:37 |

|




تاريخ شيعه۷
گذشته از فرنودهای استوار و غير قابل ترديد ی که در رد ادعای ملايان و پیروان شیعه گری درباره اینکه محمد ؛علی را برای خلافت به جانشینی خود انتخاب کرده است وجود دارد و ما گوشه ای از آن را گفتيم؛موارد زير نه تنها بی پايه واسا س بودن چنين ادعايی را ثابت می کند ؛بلکه نشان می دهد که امامت علی به عنوان امام اول شيعيان ؛يک ترفند ساختگی تاريخی است که هيچ واقعيتی در آن وجود ندارد:
۱-اگر محمد علی را به عنوان امام و جانشين خود برگزيده بود ؛چرا مسلمانان پس از مرگ محمد ؛بيدرنگ برای تعيين جانشينی وی در سقيفه بنی ساعده به شورا نشستند؟
۲-اگر محمد در روز رویدادغدير خم ؛در حضور بين ۷۰۰۰۰تا ۱۲۰۰۰۰ نفر علی را به جانشينی خويش برگزيده بود ما نميگوييم يکی از اين ۷۰۰۰۰تا ۱۲۰۰۰۰نفر ؛بلکه دست کم يک نفر از هفت و يا ده نفر پيروان علی که برای رسانيدن وی به خلافت تلاش ميکردند؛ميبايستی به موضوع تعيين جانشينی علی از جانب محمد اشاره کرده باشند. در حالی که هيچ يکی از افراد حاظر در اجتماع مذکور هيچ سخنی از اين موضوع بر زبان نياورد. اهميت اين موضوع از اين نظر اهميت دارد که بين رويداد غدير خم و سقيفه بنی ساعده تنها ۳ ماه فاصله بوده است.
۳-نفوذ اجتکاعی ابوبکر که بوسیله محمد لقب صديق گرفته بود ؛بر خلاف جوانی و بی باک مغزی و ناپختگی سیاسی علی ؛تا آن اندازه بود که حتی خود محمد نيز در برخی اوقات پشت سر ابوبکر نماز ميگذاشت.
۴-علی با ميل و رغبت به خلافت ابوبکر ؛عمر و عثمان تن در داد و با آنها بيعت کرد.
۵- پس از اينکه ابوبکر در اجتماع مذکور به خلافت رسيد ۳ روز پياپی از مردم خواست که اگر از بيعت خود با او ناراضی هستند ميتوانند آن را به هم بزنند ولی علی در مسجد برخاست و اظهار داشت ما هيچگاه بيعت خود را با تو فسخ نخواهيم کرد ؛زيرا رسول خدا تو را در کار دين و امامت بر ما در نماز مقدم داشت.پس کيست که بتواند تو را از اداره امور دنيای ما بازدارد؟
مطالب و نکاتی که در اين بحث شرح داده شد و بويژه دلايل و فرنودهای متين و محکمی که پايه بحث بر ارکان آنها استوار گرديد ؛نقاب از چهره پر سالوس و ريای آخوندهای بر ميدارد و بدون هيچ گونه شبهه و ترديدی ثابت میکند که محمد در غدیر خم هیچگاه علی را به جانشینی خویش برنگزید و مذهب شیعه گری و بویژه شیعه گری ۱۲ امامی در۱۴ صده پیش که محمد ظهور کرد نه تنها وجود خارجی بلکه فرتاش ذهنی و خیالی نیز نداشت و تیوری ساختگی و بی پایه شیعه گری ؛مدت دو صده و نیم پس از مرگ محمد و به سبب اینکه حسن عسگری از خود فرزندی به جای نگذاشت به وجود آمد.
اگر مطالب و اصول و احکام قرآن با دیدی خردمندانه و غیر احساسی و با ذهنی که از پیش اشغال نشده بررسی شود ؛به آسانی معلوم خواهد داشت که مطالب مذکور نه تنها از هر گونه فروزه الهی که در آنسوی ذهنیت بشر وجود داشته باشد ؛خالی است ؛بلکخ بیشتر شبیه به اراجیف و شوخیهای باور نکردنی ؛بذله گوهای حرفه ای و بازیهای ذهنی کودکان خردسال است تا احکام الهی و آسمانی ؛چه رسد به اصالت فرقه شیعه گری آن که فرزند حرامزاده و نامشروع قدرت جويان و جدالگران ثروتخواه و جاه ومقام طلبی تازيها پس از مرگ محمد بوده است.
ادامه دارد

| I.H | 02:11 |

|


5/24/2004

تاريخ شيعه ۶
نويسندگان شيعه گری نوشته اند؛هنگامی که محمد مراسم حجه الوداع را در مکه انجام ميداد جبرييل نزد او آمد و اظهار داشت خداوند دستور می دهد علی بن ابيطالب را به جانشينی خويش برگزينی.از اينرو محمد در راه برگشت به مدينه ؛در روز ۱۸ذی الحجه سال ۱۰ هجری در غدیر خم که گودال بزرگی است ؛بین مکه و مدینه؛به پیروانش دستور داد ؛در آن محل توقف کنند .پس از اینکه همراهانش که بین ۷۰۰۰۰تا ۱۲۰۰۰۰ نفر بودند ؛در آن محل متوقف شدند محمد دستور داد جهاز های شتر را روی یکدیگر قرار دهند و سپس خود بالای آن رفت و به علی دستور داد نزد او بایستد ؛آنگاه دست علی را بالا برد و گفت:(من کنت مولا فهذا علی مولا.اللهم والما و الا و عدما و عاداه)یعنی :(هر کسی که مرا مولای خود میداند؛از این پس علی را مولای خود خواهد دانست . خداوندا هرکسی که او را دوست دارد ؛تو هم او را دوست بدار و هر کسی که با او دشمنی ورزد تو هم دشمن او باش؛ آنهایی را که به او یاری می دهند یاری کن و آنهایی که با او مخالفت می کنند ؛مایوس و نا امید ساز). پیش از اینکه به ادامه گفتار بپردازیم باید به این نکته اشاره کنیم که گویا صنعتگران هنر امام زمان سازی در افسانه سراییهای خود فراموش کرده اند که متون قرآن آشکارا گفته است ؛الله پیش از آفرینش انسان ؛سرنوشت او را تعیین می سازد و انسان در تغییر سرنوشتی که الله از پیش برایش مقرر ساخته هیچ اختیاری نیست ؛زیرا فقهای داستان سرا در نوشته بالا با کمال شگفتی الله را کار گزار اراده و احساسات محمد به شمار آورده و آمرانه به او فرمان می دهد چنین و چنان کن!!!.
ملایان شیعه گری همچنین می گویند پس از اینکه محمد به شرح بالا علی را جانشین خود کرد عمر نزد او آمد و به عنوان شاد باش به او گفت:(گوارا باد بر تو ای فرزند ابيطالب مولای من و مولای هر زن و مرد مومن و مومنه)
اگر اين فرض درست باشد ملاها بايد به چند نکته پاسخ دهند
اول اينکه چرا عمر در اجتماع سقيفه بنی ساعده نخستين کسی بود که با ابوبکر برای جانشينی محمد بيعت کرد؟!!!
دوم اينکه چرا عمر به شرکت کنندگان در اجتماع مذکور اظهار نداشت که محمد در حضور او علی را برای جانشينی خود تعيين کرده و حتی وی بدين سبب به او شاد باش گفته است؟!!!
سوم اينکه چرا علی در آن اجتماع به عمر نگفته است مگر تو يادت رفته است که محمد در حضور تو مرا به جانشینی خویش گزینش کرد و حتی تو بدین سبب به من شاد باش گفتی ؛پس چرا با ابوبکر بيعت کردی و درباره مشاهدات خود در مورد روز غدير خم به انهايی که در اين جلسه حضور دارند چيزی نميگويی؟!!!
چهارم اينکه کسی که اندکی با فروزه های اخلاقی و روانی عمر که مردی خودخواه ؛پر منش و جاه طلب بود و در ضمن ارزش و احترام ويژه ای بين مسلمانان داشت و حتی خود محمد نيز از او حساب ميبرد آشنا باشد نميتواند باور کند که عمر به علی گفته باشد :<< تو از اين پس مولای من هستی>>!
ادامه دارد

| I.H | 00:03 |

|


5/23/2004

تاريخ شيعه ۵
ابو سفيان که با خلافت ابوبکر مخالف بود رو به علی کرد و گفت :ای ابولحسن دست پيش آر تا با تو بيعت کنم .اما علی دست پيش نبرد و وی را سرزنش کرد و گفت :از اين کار جز فتنه منظوری نداری ؛به خدا برای اسلام جز بدی نميخواهی؛ما را به نصيحت تو حاجت نيست.
دليل اينکه علی برای کسب کرسی خلافت زياد پافشاری نميکرد؛آن بود که می دانست که در بين مسلمانان پايگاه قابل توجهی ندارد .علی بسياری از سران قبايل را ستمگرانه کشته بود و از اينرو مردم نسبت به او تمايلی نداشتند .اين همه روضه هايی که آخوندها در ذکر مناقب و عدل و انصاف علی سر می دهند همه از ساخته های بی پايه خودشان است که آنها را برای شکوفا نگهداشتن پیشه دینداری خود صنعتگری نموده اند.گروهی از شیوخ و سران قبایل عرب تا سالها در مقابل علی می ایستادند و او را قاتل پدران ؛برادران و شوهران خویش می خواندند و کینه نهفته خود را نسبت به اعمال او آشکار می کردند. باید در نظر داشت هنگامی که عبدالرحمان بن ملجم مرادی کمر قتل علی را بست زن زیبایی به نام قطامه را ملاقات کرد و فریفته او شد. قطامه که پدر و برادرش در جنگ نهروان بوسیله علی کشته شده بودند و از قصد ابن ملجم آگاهی نداشت به وی پیشنهاد کرد به شرطی تسلیم او خواهد شد که وی علی را مقتول سازد .تمایل این زن برای کشته شدن علی نشانه کوچکی از افراد زیادی است که اعضای خانواده انها به وسله علی نابود شده بودند و از اینرو نسبت به وی نظر نیکی نداشتند .
تاریخ یعقوبی و فرق الشیعه هر ۲ می نویسند شمار افرادی که طرفدار خلافت علی و اماده بیعت با او بودند ار بین ۷ تا ۱۰ نفر تجاوز نیمکرد.
ادامه دارد

| I.H | 00:08 |

|


5/22/2004

تاريخ شيعه ۴
۱-سقیفه بنی ساعده
بنا به نوشته تاريخ طبری هنگامی که محمد از حجه الوداع مراجعت کرد ؛آثار بيماری جانکاهی در او پديدار شد ؛به گونه ای که راه رفتن برايش مشکل گرديد .با توجه به اينکه تا زمانی که محمد بن عبدالله زنده بود نه وصيت نامه ای از خود به جای گذاشت و نه کسی را برای جانشينی خود تعيين نمود (قضيه غدير خم به زودی کالبد شکافی می شود!)از اينرو در نخستين روز در گذشتش و در هنگامی که هنوز مراسم خاک سپاری او پايان نپذيرفته بود ؛ابوبکر و عمر و بزرگان و اشراف و ثروتمندان و شيوخ و روسای قبايل عرب و انصار و مهاجران:مبارزات و کشمکشهای شديدی را در سقيفه بنی ساعده برای بدست آوردن مقام محمد آغاز کردند.
مهاجران ميگفتند چون ما سرزمين خود را ترک کرديم و با محمد به مدينه آمديم و محمد ا ز خود ما بوده است از اينرو ما از ديگران بيشتر سزاوار جانشينی محمد هستيم .انصار ميگفتند اگر ما محمد را به مدينه راه نمیداديم و با او ياری و همکاری نميکرديم اسلام پيشرفتی نمکيرد. در اين گيرو دار ابوبکر حديثی را ازمحمد نقل کرد که حاکی بود ؛فرمانروای مسلمانان بايد از قريش باشد .انصار که اين حديث را شنيدند از ادعای خود مبنی بر جانشينی محمد دست برداشتند.ولی بین مهاجرا ن اختلاف برای جانشینی محمد بالا گرفت.
سقیفه بنی ساعده مکانی بود که مسلمانان برای انتخاب جانشین محمد در آنجا جمع شدند. برای شرح دقیق این ماجرا قسمتی از جلد چهارم تاریخ طبری را نقل می کنیم.
عبدالله بن عبدالرحمان انصاری می گوید: وقتی پیامبر درگذشت انصار در سقیفه بنی ساعده گرد هم آمدند و گفتند پس از محمد باید این کار را به <سعد بن عباده>رییس طایفه الخزرج واگذار کنیم و سعد را که بیمار بود به آنجا آوردند. عمر از این جریان آگاه شد و به سوی خانه پیامبر که ابوبکر و علی مشغول کفن و دفن او بودند رفت .پس از آن همه آنها در سقیفه بنی ساعده برای تعیین جانشین محمد جمع شدند .علی برخاست و از حق فضیلت و و سوابق ابوبکر سخن به میان آورد و پیش رفت و با او بیعت کرد و مردم به علی گفتند <صواب کردی و نکو کردی>
ادامه دارد

| I.H | 00:18 |

|


5/20/2004

گزارشی از زندان اوین و نحوه شکنجه در جمهوری اسلامی











width="268" height="366">









یکی از آشنایان من در جریانات تظاهرات دانشجویی و مردمی دستگیر شده و برای مدتی افتخار اقامت در زندان اوین را داشته است. این گزارشی است از دیده های این شخص. متاسفانه به دلایل امنیتی از بازگو کردن مواردی که هویت این شخص و یا دوستان وی را فاش کند معذورم و مجبورم نوعی خود سانسوری انجام دهم. به خاطر داشته باشید که این شکنجه ها مربوط به سالهای 60 نیست بلکه این روشهایی است که همین چند ماه پیش در جمهوری اسلامی!!! اعمال شده است و هنوز هم میشود. موردی را که در مورد همین شخص متوجه شدم اینست که او (و باقی شکنجه شدگان) خیلی از موارد شکنجه را از روی شرم و یا به خاطر مراعات حال پدر و مادر و فامیل و ناراحت نکردن آنها, تعریف نمیکنند, که به نظر بنده کار بسیار اشتباهی است چراکه اگر افکار عمومی وکشورهای خارجی بدانند که چه چیزی در زندانهای حکومت اسلامی!!! ایران میگذرد دیگر اجازه نخواهند داد که آنها به این راحتی به این کارهای ناجوانمردانه و غیر انسانی خود ادامه دهند. بسیاری از این شکنجه ها را خود این زندانی تجربه کرده و تعداد دیگری را همسلولی های وی تجربه کرده اند. این گزارش طوری نوشته شده که از نوشته ها معلوم نشود که وی مجبور به تحمل کدام نوع شکنجه بوده است تا شکنجه دهندگان بعدها از این راه موفق به شناسایی وی نشوند. این گزارش را تقدیم میکنم به آیات عظام به خصوص آیت الله منتظری و آیت الله سیستانی و همچنین به سازمان ملل و حقوق بشر:

زندان اوین به مانند یک شهر است. موقعی که ما را وارد کردند ما حدود 10 دقیقه با چشمان بسته در یک راه پیچ در پیچ توی ماشین بودیم. بعد از آنهم تا زندان باید 5 دقیقه داهپیمایی میکردیم.

در بند 1 و 8 زندانیان سیاسی مرد نگهداری میشوند. بند 9 بند زنان است.

او از سلول هایی گزارش میدهد که در چندین طبقه زیر زمین شاخته شده و رهبران راهپیمایی ها و کسانی را که بسیار مشکوک میباشند و یا از آنها اعلامیه گرفته اند, به آنجا در سلول انفرادی میبرند. او از حدود 6000 زندانی سیاسی ( در آنموقع) گزارش میدهد. زندابانان در زندان اوین بسیار خشن هستند و زندانیان را با همه جور فحش رکیک و ناموسی بمباران میکنند.

جاسوسی از زندانیان:
در زندان اوین, به اصطلاح زندانیانی هستند که در بین زندانیان دیگر میگردند و صحبت سیاسی میکنند و میخواهند آنها را تخلیه سیاسی کنند. از یک پیر مردی تعریف میکند که دائما بین زندانیها صحبت سیاسی میکرد و سعی میکرد سر صحبت را با زندانیان باز کند...

شهرام جزایری:
در پایین دره ای در زندان اوین چندین ویلای و چندین آپارتمان شیک 4-5 طبقه وجود دارد. شهرام جزایری در یکی از این سوئیت ها به اصطلاح زندانی است. وی هر روز ساعت 12 شب با ماشین شخصی مدل بالا وارد محوطه زندان میشود و حدود ساعت 4 صبح مجددا با ماشین خود از زندان اوین خارج میشود.

نور چشمی ها:
او گزارش میدهد که در این سوئیت های شیک که در پایین دره قرار دارند تعدادی از نور چشمی ها هم که به اصطلاح زندانی هستند, زندگی میکنند. آنها آزادی کامل دارند که هر موقع که دلشان خواست به خارج زندان بروند. (او از مرتضی رفیق دوست صحبت نمیکند ولی من اینجا بی اختیار به یاد جناب آقای مرتضی رفیق دوست میافتم)

وکیل بندها:او تعریف میکند که وکیل بندها (وکیل بندها به مسئولین بند گفته میشود که اکثرا نامهای مستعار دارند) دوستهای خودرا که اکثرا از کارمندان عادی زندان بودند به بند سیاسی می آوردند تا سر به سر زندانی ها بگذارند این افراد که عموما از کارمندان عادی و به قول معروف هیچ کاره در زندان بودند خود را جای آدمهای مهم جا میزدند و از سر به سر گذاشتن زندانی ها لذت میبردند...

بازدید نماینده مجلس:
قرار بود یکی از نمایندگان مجلس به زندان بیاید تا با زندانیان مصاحبه کند. زندانبانان 10 – 15 نفر از زندانیان را جدا نموده و دقیقا به آنها گفته بودند که چه چیزی را باید تعریف کنند.و تعریف میکند که بند 1 را که تمیز تر از بند 8 است را خالی نموده بودند و زندانیان آنرا به بند 8 منتقل نموده بودند و بعد بند 1 را تمیز و مرتب نموده و به نماینده مجلس فقط بند 1 را نشان داده بودند و گفته بودند که ما فقط همین 10-15 نفر زندانی سیاسی را داریم...

او از بیدادگاهای جمهوری اسلامی تعریف میکند ومیگوید که در دادگاه به متهمان دستور داده میشود که پیراهنشان را
درآورند و قاضی شخصا آنها را بازرسی بدنی میکند... او تعریف میکند که زمانی که آنها را دستگیر کرده بودند در قرارگاه ... آنها را حتی در حضور عموم مردم و خانواده های دستگیر شدگان میزدند...

روشهای شکنجه:

چهار نفر در 2 متر مربع:
یکی از روشهای شکنجه اینست که چهار نفر را در یک سلول انفرادی به درازی 2 متر و عرض یک متر مربع برای مدت چندین شبانه روز زندانی میکنند. او تعریف میکند که خوابیدن در چنین سلولی تقریبا غیر ممکن است و زندانیان مجبورند مثلا به این صورت بخوابند که دوتای آنها بیدار باشند و در حال ایستادن تا جای کافی برای خوابیدن دو زندانی دیگر باشد و بعد جای خود را عوض کنند. او تعریف میکند که یا نور لامپ در تمام شبانه روز روشن است و یا در تمام شبانه روز خاموش...

آویزان کردن از پاها:در اوین یک ساختمان وجود دارد که پله میخورد و سه طبقه به زیر زمین میرود: در یک اتاق حدودا 6 متری که دیوار و کف آن از مرمر بود زندانیان را از یک حلقه دایره مانند از پاها آویزان میکردند و با باتوم و لگد میزدند... هنگام کتک خوردن زندانی شروع به تاب خوردن میکند و در اثر تاب خوردن آدم این احساس را پیدا میکرد که زانوها در حال شکسته شدن هستند... . او گزارش میدهد که بدترین چیز این نوع شکنجه, باتوم و یا لگدها نیست بلکه فشار بسیار زیادی است که طناب به پاها وارد میکند و البته به علت کله پا بودن پس از مدت کوتاهی این احساس به آدم دست میدهد که کله آدم در حال ترکیدن است. وی میگوید که زندانیانی که به این طریق شکنجه میشوند گاه تا چندین هفته قادر به راه رفتن نیستند.
به یاد بازدیدم از از اردوگاه داخائو در جنوب آلمان با اتاق های شکنجه و کوره های آدم سوزیش میافتم که الان تبدیل به موزه شده... همانند این حلقه را در این اردوگاه هم میتوان دید. هیتلر هم با همین روش شکنجه میکرد... در حیاط این موزه به چند زبان نوشته شده: دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. به امید روزی که ما هم در ایران خودمان در "موزه اوین" همچنین تابلویی نصب کنیم...

شکنجه با برق: او از وصل کردن برق به زندانیان گزارش میدهد. در جواب من در مورد میزان ولتاژ آن جواب میدهد که از باقی زندانیان شنیده است که برق 110 ولت است. الکترود های برق به شکم زندانی وصل میشود و گاه برای مدت 1 الی 2 دقیقه جریان برق برقرار میشود. تعداد زیادی از زندانیان در طی این شکنجه بیهوش میشوند. او گزارش میکند که فرد شکنجه شونده احساس سرگیجه و ضعف شدید میکند و چشمهای وی سیاهی میروند. به دخترهای زندانی این الکترودها به نوک سینه ها هم وصل میشود... او تعریف میکند که اول برق وصل میکنند و پس از آنکه زندانی بیهوش شد او را سیلی میزنند تا او دوباره سرحال بیاید و بعد بر روی او یک سطل آب میریزند... بعد از مدتی که او دوباره خشک شد و سرحال آمد دوباره ادامه میدهند...

شکنجه با قطره آب: نوع دیگر شکنجه آنست که زندانی را لخت مادرزاد میکنند و وی را بر روی سنگ مرمر مخوابانند ودست و پای وی را میبندند و بعد برای ساعتها قطره قطره آب بر روی پیشانی زندانی میریزند.این در حالی است که اتاق شکنجه در تاریکی محض فرو رفته است. او تعریف میکند که به نظر او این یکی از بدترین نوع شکنجه هاست...

آویزان کردن وزنه از بیضه های زندانی:او گزارش میدهد که زندانی را روی یک صندلی مخصوص مینشانند و یک آفتابه خالی را به بیضه های زندانی میبندند
طوری که آفتابه به صورت معلق و با فاصله 10 الی 15 سانتیمتر تا زمین باشد. بعد در داخل این آفتابه قطره قطره آب میریزند و در حالی که آفتابه هر لحظه سنگینتر میشود و فشار بر بیضه ها بیشتر, از وی اعتراف میگیرند. او میگوید که در این حالت انسان به قتل دهها نفر و زنا با خواهر و مادر خودش هم اعتراف میکند و به عبارتی هر چیزی را که شکنجه دهنده بدان مایل است, زندانی به آن اعتراف میکند. یعنی اگر کسی اعتراف نکند این کار را تا زمانی ادامه میدهند که آفتابه به زمین بچسبد.

لطفا توجه داشته باشید که حتی بازگو کردن این مسائل باعث شده بود که عرق شرم بر روی پیشانی این دوست بنده بنشیند... من هم به نوبه خودم از خوانندگان گرامی معذرت میخواهم.

بازهم شکنجه با آب:زندانی را به صورت لخت مادرزاد در یک سلول مخصوص که کاملا تاریک است و زمین و دیوار آن با سنگ مرمر پوشیده شده قرار میدهند و هر چند دقیقه یکبار یک سطل آب سرد به روی او میریزند...

جنگ روانی:یکی دیگر از روشهای شکنجه اینست که نام زندانی ها را میخوانند و آنها را جدا کرده و 3 -4 ساعت در محوطه زندان زیر آفتاب نگهداری میکنند و به آنها میگویند که میخواهند آزادشان کنند و اینکه باید وسایلشان را جمع کنند. بعد آنها را تا دم در زندان میبرند و سپس مجددا بر میگردانند...

تجاوز به دختران:بند 9 متعلق به زنان است و صدای آنان را از بند 1 و 8 که بند زندانیان سیاسی (مردان) است میتوان شنید. او گزارش میکند که در این بند به دخترها تجاوز میشد و صدای آنها را میتوان شنید. مردان زندانبان دختران را در این بند به بهانه گرفتن اعتراف لخت میکردند و کتک میزدند و ...


بی خوابی دادن به زندانی:یک دست زندانی را با دستبند به یک حلقه میبندند به صورتی مجبور باشد تمام مدت بایستد و او را گاه برای چندین روز به این حالت نگه میدارند. زندانی به هیچ وجه قادر به خوابیدن نیست و به محض خوابیدن کلیه وزن او بر روی مچ دستش میافتد. گاه اتفاق میافتد که زندانی در اثر خستگی مفرط به خواب میرود در حالی که از مچ دستش خون جاریست...

نمونه دیگری از گرفتن اعتراف قلابی و پرونده سازی:دختری را با را با یک پسر غریبه در یک اتاق تاریک انداخته اند و پس از آن از هر دوتای آنها را مجبور کرده بودند که اعتراف کنند با هم رابطه جنسی داشته اند...

پس از شنیدن این روش کثیف ناخودآگاه به یاد سیامک پورزند میافتم و که زن میانسالی که دوست خواهرش بوده و این زن را مجبور کرده بودند که اعتراف کند که با سیامک پورزند رابطه جنسی داشته است و پس از گرفتن اعتراف برای آنکه صدایش بعدا در نیاید, زن بیچاره را در یک دادگاه نمایشی به سنگسار محکوم کرده بودند و حتی او را کفن پوشانیده اند و در حیاط زندان صحنه سنگسار را هم آماده کرده بودند. تا بالاخره یک حاج آقا (به ظاهر) پا در میانی میکند تا او را سنگسار نکنند به شرطی که به هیچ کس این جریانات را تعریف نکند....

در پایان این گزارش یادآوری میکنم که احتمالا خیلی از کسانی که در زندانهای جمهوری به اصطلاح اسلامی بوده اند احتمالا خواهند گفت که آنها شکنجه های بسیار خشن تر و بدتری را متحمل شده اند. من در اینجا سعی نموده ام که امانت در گفتار را رعایت کنم و گزارش این فرد زندانی را همانطور که او تعریف کرده بنگارم. از همه کسانی که در زندان به روشهای وحشیانه و غیر انسانی شکنجه شده اند ملتمسانه تقاضا میکنم که خاطرات خود را به نگارش در آورند و در اختیار عموم بگذارند تا چهره کریه حکومت اسلامی بیش از پیش بر همگان آشکار شود... از کسانی که به آنها تجاوز جنسی شده تقاضا میکنم که حتی به صورت گمنام هم که شده این کثافتکاریها را منتشر کنند تا حداقل بقیه مردم ایران و به خصوص مذهبی ها بدانند که در زندانهای جمهوری اسلامی چه میگذرد.

استفاده از این مقاله و یا قسمتی از آن در همه سایتهای اینترنتی, روزنامه ها و سایر رسانه های گروهی مجاز است.

سائنا – آلمان – 1 ماه می 2004




| I.H | 23:52 |

|


5/19/2004

يك دانشجو در تهران : « در كمين فرصت نشسته ايم»


در حاليكه فشارهاي اجتماعي و اقتصادي بر رژيم جمهوري اسلامي در داخل كشور رو به افزايش گذاشته است، آژانس بين المللي انرژي اتمي موج تازه اي از تهديدات خود را به حكومت ايران آغاز كرده است. محمد البرادعي ريس اين آژانس امروز اعلام داشت كه بازرسيهاي مربوط به تاسيسيات اتمي ايران تا تاريخ تعيين شده در 14 ژوئن به پايان نخواهد رسيد. اين بدان معني است كه آژانس پرونده ي ايران را در اين تاريخ نخواهد بست و تقاضاي بازرسيهاي گسترده تري را خواهد كرد. در صورت مخالفت ايران با بازرسيهاي بيشتر و يا در صورت مشاهده ي هرگونه تخلفي در اين باره پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد منتقل خواهد شد تا در آنجا مجازاتهايي براي حكومت ايران در نظر گرفته شود.

يك روزنامه نگار مقيم اروپا در اين باره مي گويد : « كمترين تصميمي درباره محدود سازي فروش نفت ايران مي تواند كل اقتصاد جمهوري اسلامي را در كمتر از دو تا سه ماه به هم بريزد و جامعه را بر عليه نظام بشوراند.»

بنظر مي رسد كه اين تصميم با توجه به بالا بودن قيمت نفت در حال حاضر ضرر مهمي براي درآمدهاي ارزي رژيم ايران محسوب شود.

در هيمن حال گزارش سالانه وزارت خارجه آمريکا حاکی از آن است که وضعيت حقوق بشر در ايران که قبلا نيز چندان خوب نبود در سالهای 2003 و 2004 بد تر شده است. اين امر به عنوان اهرم جديدي براي وارد ساختن فشارهاي سياسي به حكومت ايران مطرح شده است.

اخبار داخل كشور حاكيست كه وضعيت وخيم در استانهاي محروم كشور كار را به نبرد مسلحانه كشانده است. در استان سيستان و بلوچستان شب گذشته نبردهاي سنگين ميان گروههاي مسلح بلوچ و نيروهاي نتظامي رژيم درگرفت.

آشفتگي وضع حكومت ايران به حدي است كه كشور امارات متحده ي عربي با جديت تمام در صدد طرح مسئله مالكيت خود بر جزاير سه گانه ايراني مي باشد و در اين زمينه حتي نظر مثبت اتحاديه اروپا را نيز جلب كرده است.

يك فعال سياسي مخالف رژيم در آلمان اين جريان را جدي تلقي كرده و مي گويد : « موقعيت لرزان رژيم او را به وطن فروشيهايي از اين دست خواهد كشيد. اين وظيفه مردم و اپوزيسيون است كه در اين باره هشيار عمل كنند.»

در همين حال آشفتگي و ترديد دستگاه قضاييه حكومتي را فرا گرفته است. پس از تاييد حكم اعدام هاشم آاغاجري دستگاه قضايي نظام از اجراي اين حكم عاجز است و اين پرونده تبديل به مشكل عمده اي شده است كه حتي دخالت خامنه اي نيز بدان خاتمه نداد.

رژيم ايران در موقعيتي است كه حتي جرات اجراي احكام صادره ي دادگاههاي خود را ندارد. زيرا از واكنش جامعه وحشت دارد. اين نشان دهنده اين است كه جامعه به صورت تهاجمي محدوده ي عمل كرد نظام را تعيين مي كند.

جمهوري اسلامي رژيمي از هم پاشيده است كه به خاطر انفعال عمومي جامعه پابرجاست نه به خاطر قدرت و ثبات خود. هرگونه حركت راديكالي به طور دسته جمعي مي تواند به حيات رژيم پايان دهد. كافيست جامعه از موقعيت آسيب پذير رژيم به خوبي و به موقع استفاده كند.

در اين شرايط آنچه مي تواند جامعه را از انفعال خارج سازد نزديك شدن نيروهاي مخالف رژيم به يكديگر است. يعني همه نيروهايي كه خواهان كنار زدن جمهوري اسلامي هستند بتوانند بر حول يك محور مشترك عمومي مانند استقرار نهادينه دمكراسي در ايران متحد شوند و آلترناتيوي فراگير را به جامعه پيشنهاد دهند.

در داخل كشور شعار «كارشان تمام است» همه جا گير شده و جوانان و دانشجويان در تدارك 18 تير به عنوان روز آزادي ايران هستند.

بسياري بر اين باورند كه شرايط سرنگوني رژيم به نحو شتاب زده اي در هفته هاي آينده شكل خواهد گرفت. يك دانشجوي 20 ساله دانشگاه تهران در اين باره مي گويد : « ما در كمين فرصت نشتسه ايم. به محض آنكه حداقل امكان برايمان بروز كند حركتي را آغاز خواهيم كرد كه مي خواهيم سرنوشت ساز باشد.»
ایناز



| I.H | 10:59 |

|


::   بایگانی   ::


::  رابطه ها  ::


ISN
سرزمين آفتاب
زنده بگور
آخرين کلام
فرياد بی صدا
زيتون
خسن آقا
گيله مرد
زنانه ها
من ليلا!کو مجنون
شهر سوخته
شقايق
آرام
ميهن آزاد
عزيز دوردونه
اعتراض
آزادی
اسلام و قرآن
ويولت
کتبالو
من و سارا
عرب ستيزی
دختر ايرونی
ميثم
صابر
شمشاد
آرين
Everything
يزدانیان
من نه منم
آخوند بی آخوند
تيلا
ماهی دودی
شب نوا
مهره سوخته
آنتی لاریجانی
گفتار نیک
زرو
وکیل عاشق
هدايت و صداقت
غروب خاکستري
اندیشه و قلم
طلوع آزادی
آرياک
الهه مهر
درفش کاویانی
از امروز
وب چرخ
فصل سرما
تیر آخر
هزار حرف نگفته





Top100 Behtarinha This is disco Tehran topsite! Goftegoo top 50 Persianlinks.net Topsite Fanoos top 50