|
|
5/30/2004
5/29/2004 كردستان : بازگشت مبارزه ي مسلحانه منطقه كردستان بار ديگر از حيث مبارزاتي فعال شده است. گزارشها حاكيست كه سازمانهاي سياسي و نيز نيروهاي مسلح كرد ايراني فعاليت هاي جديدي را در اين منطقه از سر گرفته اند. علاوه بر اعتراضات اجتماعي كه در هفته هاي گذشته در شهرهاي سقز، مريوان و بوكان به اوج رسيد مبارزين مسلح كرد نيز عملياتي را بر عليه نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي در منطقه آغاز كرده اند. يك گزارش حاكيست كه در تاريخ 6 خرداد، يك گروه مسلح به يكي از پايگاه هاي نظامي رژيم در منطقه ي حسين آباد در 30 كيلومتري مركز سنندج حمله ور شده است. اين حمله ساعت يك بامداد آغاز شده است و تا ساعت 3 بامداد ادامه داشته است. پايگاه حسين آباد مركز اصلي نيروهاي حكومتي در كنترل محور سنندج – سقز مي باشد. در اين حمله پايگاه فوق با گلوله و موشك اندازهاي سبك هدف قرار گرفته است. هنوز هيچ گروه شناخته شده اي مسئوليت اين حمله را به عهده نگرفته است اما از اين حمله به عنوان يك عمليات بي سابقه در سالهاي گذشته ياد شده است. يك گزارش ديگر از سنندج حاكيست كه در روز 5 خرداد شايعه بمب گذاري در اداره ي مركزي ثبت احوال شهرستان سبب شد كه مردم وحشت زده از اين اداره فرار كنند و به دليل آشوب بوجود آمده درگيريهاي شديدي ميان مردم و نيروهاي انتظامي بوجود آمد كه در طي آن چندين مامور انتظامي مجروح شده و دو خودرو نيز به آتش كشيده شد. رسانه هاي وابسته به رژيم تلاش كردند برخورد مردم با نيروهاي حكومتي را به عنوان شورش چاقو كشان جلوه دهند. اين گزارش حاكيست پنج روز پس از اين جريان كاركنان اين اداره هنوز حاضر نيستند به محل كار خود برگردند. يك گزارشگر از كردستان خبر مي دهد كه در شهرهاي مختلف اين شهر اعلاميه هاي سياسي سازمانهاي مختلف و از جمله سازمان كومله به طور وسيعي توزيع مي شود. ایناز | I.H | 20:53 | | 5/28/2004 با درود چند روزی به دلايلی نيستم اما تا آخر هفته با وبلاگ جديد در خدمتتان خواهم بود . ما پيروزيم چون حق با ماست. فدای همتون بدرود | I.H | 13:05 | | بيانيه واحد فرهنگی جبهه دموکراتيک ايران : آقاي حسن زارع زاده اردشير دبير تشکيلات جبهه دمکراتيک ايران در آخرين تماس تلفني خود با گزارشگر خبرگزاري جبهه دمکراتيک ايران از محل تحصن در ساعت 21:00 امشب اطلاع داد که نيروهاي انتظامي به سمت ايشان در حرکتند. اين تماس تلفني نيمه کاره قطع گرديد و از آن لحظه تا کنون تماس با ايشان بعلت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه شان مقدور نشده است. خاموش شدن تلفن همراه ايشان به احتمال زيادي گوياي بازداشت متحصنين مي باشد. در تماس ساعت 20:00 خبرگزاري با متحصنين، گفته شد که نماينده اي از طرف سردار طلايي به ايشان آخرين ضرب العجل خود را ابلاغ کرده و متذکر شده بود که در صورت عدم پايان فوري تحصن حکم جلب شرکت گنندکان در تحصن را دريافت داشته است. در آخرين خبر مبارزيني که تا آخرين لحظه ايستادگي کرده اند و به احتمال قوي بازداشت گشته اند از قرار زير است: سعيد کلانکي، کيانوش سنجري، حسن زارع زاده اردشير، امين کرد، بهروز جاويد تهراني، علي رضايي و حسن قيصري . لازم به ذکر است که قبل از حمله نيروهاي انتظامي به متحصنين، تعدادي از خانواده هاي زندانيان سياسي که در محل حضورداشتند با اصرار مبارزين نامبرده محل را ترک کرده بودند. | I.H | 00:31 | | 5/26/2004 آيات شيطانی نيز فيلتر شد متاسفانه ملاهای کثافت در ادامه سانسور وبلاگها ما رو نيز بی نصيب نذاشتن و اينجا نيز فيلتر شد به همین دليل تا چند روز آينده يک چيز کلفت !!!حواله اين آقايون و اماماو پيغمبرشون خواهيم کرد! و آدرس جديد رو اعلام ميکنم شايدم ayatesheytani.tk رو اگه بشه از فيلتر در آوردم!!! . ۱۸ تير نزديک است ما پيروزيم چون حق با ماست پ.ن- گويا در بعضی جاها وبلاگ فيلتر نشده است!!! لطفا دوستان داخل ایران منو در جريان بزاريد اين وبلاگو بدون پروکسی ميبينيد يا با پروکسی فدای همتون بدرود | I.H | 23:37 | | تاريخ شيعه۷ گذشته از فرنودهای استوار و غير قابل ترديد ی که در رد ادعای ملايان و پیروان شیعه گری درباره اینکه محمد ؛علی را برای خلافت به جانشینی خود انتخاب کرده است وجود دارد و ما گوشه ای از آن را گفتيم؛موارد زير نه تنها بی پايه واسا س بودن چنين ادعايی را ثابت می کند ؛بلکه نشان می دهد که امامت علی به عنوان امام اول شيعيان ؛يک ترفند ساختگی تاريخی است که هيچ واقعيتی در آن وجود ندارد: ۱-اگر محمد علی را به عنوان امام و جانشين خود برگزيده بود ؛چرا مسلمانان پس از مرگ محمد ؛بيدرنگ برای تعيين جانشينی وی در سقيفه بنی ساعده به شورا نشستند؟ ۲-اگر محمد در روز رویدادغدير خم ؛در حضور بين ۷۰۰۰۰تا ۱۲۰۰۰۰ نفر علی را به جانشينی خويش برگزيده بود ما نميگوييم يکی از اين ۷۰۰۰۰تا ۱۲۰۰۰۰نفر ؛بلکه دست کم يک نفر از هفت و يا ده نفر پيروان علی که برای رسانيدن وی به خلافت تلاش ميکردند؛ميبايستی به موضوع تعيين جانشينی علی از جانب محمد اشاره کرده باشند. در حالی که هيچ يکی از افراد حاظر در اجتماع مذکور هيچ سخنی از اين موضوع بر زبان نياورد. اهميت اين موضوع از اين نظر اهميت دارد که بين رويداد غدير خم و سقيفه بنی ساعده تنها ۳ ماه فاصله بوده است. ۳-نفوذ اجتکاعی ابوبکر که بوسیله محمد لقب صديق گرفته بود ؛بر خلاف جوانی و بی باک مغزی و ناپختگی سیاسی علی ؛تا آن اندازه بود که حتی خود محمد نيز در برخی اوقات پشت سر ابوبکر نماز ميگذاشت. ۴-علی با ميل و رغبت به خلافت ابوبکر ؛عمر و عثمان تن در داد و با آنها بيعت کرد. ۵- پس از اينکه ابوبکر در اجتماع مذکور به خلافت رسيد ۳ روز پياپی از مردم خواست که اگر از بيعت خود با او ناراضی هستند ميتوانند آن را به هم بزنند ولی علی در مسجد برخاست و اظهار داشت ما هيچگاه بيعت خود را با تو فسخ نخواهيم کرد ؛زيرا رسول خدا تو را در کار دين و امامت بر ما در نماز مقدم داشت.پس کيست که بتواند تو را از اداره امور دنيای ما بازدارد؟ مطالب و نکاتی که در اين بحث شرح داده شد و بويژه دلايل و فرنودهای متين و محکمی که پايه بحث بر ارکان آنها استوار گرديد ؛نقاب از چهره پر سالوس و ريای آخوندهای بر ميدارد و بدون هيچ گونه شبهه و ترديدی ثابت میکند که محمد در غدیر خم هیچگاه علی را به جانشینی خویش برنگزید و مذهب شیعه گری و بویژه شیعه گری ۱۲ امامی در۱۴ صده پیش که محمد ظهور کرد نه تنها وجود خارجی بلکه فرتاش ذهنی و خیالی نیز نداشت و تیوری ساختگی و بی پایه شیعه گری ؛مدت دو صده و نیم پس از مرگ محمد و به سبب اینکه حسن عسگری از خود فرزندی به جای نگذاشت به وجود آمد. اگر مطالب و اصول و احکام قرآن با دیدی خردمندانه و غیر احساسی و با ذهنی که از پیش اشغال نشده بررسی شود ؛به آسانی معلوم خواهد داشت که مطالب مذکور نه تنها از هر گونه فروزه الهی که در آنسوی ذهنیت بشر وجود داشته باشد ؛خالی است ؛بلکخ بیشتر شبیه به اراجیف و شوخیهای باور نکردنی ؛بذله گوهای حرفه ای و بازیهای ذهنی کودکان خردسال است تا احکام الهی و آسمانی ؛چه رسد به اصالت فرقه شیعه گری آن که فرزند حرامزاده و نامشروع قدرت جويان و جدالگران ثروتخواه و جاه ومقام طلبی تازيها پس از مرگ محمد بوده است. ادامه دارد | I.H | 02:11 | | 5/24/2004 تاريخ شيعه ۶ نويسندگان شيعه گری نوشته اند؛هنگامی که محمد مراسم حجه الوداع را در مکه انجام ميداد جبرييل نزد او آمد و اظهار داشت خداوند دستور می دهد علی بن ابيطالب را به جانشينی خويش برگزينی.از اينرو محمد در راه برگشت به مدينه ؛در روز ۱۸ذی الحجه سال ۱۰ هجری در غدیر خم که گودال بزرگی است ؛بین مکه و مدینه؛به پیروانش دستور داد ؛در آن محل توقف کنند .پس از اینکه همراهانش که بین ۷۰۰۰۰تا ۱۲۰۰۰۰ نفر بودند ؛در آن محل متوقف شدند محمد دستور داد جهاز های شتر را روی یکدیگر قرار دهند و سپس خود بالای آن رفت و به علی دستور داد نزد او بایستد ؛آنگاه دست علی را بالا برد و گفت:(من کنت مولا فهذا علی مولا.اللهم والما و الا و عدما و عاداه)یعنی :(هر کسی که مرا مولای خود میداند؛از این پس علی را مولای خود خواهد دانست . خداوندا هرکسی که او را دوست دارد ؛تو هم او را دوست بدار و هر کسی که با او دشمنی ورزد تو هم دشمن او باش؛ آنهایی را که به او یاری می دهند یاری کن و آنهایی که با او مخالفت می کنند ؛مایوس و نا امید ساز). پیش از اینکه به ادامه گفتار بپردازیم باید به این نکته اشاره کنیم که گویا صنعتگران هنر امام زمان سازی در افسانه سراییهای خود فراموش کرده اند که متون قرآن آشکارا گفته است ؛الله پیش از آفرینش انسان ؛سرنوشت او را تعیین می سازد و انسان در تغییر سرنوشتی که الله از پیش برایش مقرر ساخته هیچ اختیاری نیست ؛زیرا فقهای داستان سرا در نوشته بالا با کمال شگفتی الله را کار گزار اراده و احساسات محمد به شمار آورده و آمرانه به او فرمان می دهد چنین و چنان کن!!!. ملایان شیعه گری همچنین می گویند پس از اینکه محمد به شرح بالا علی را جانشین خود کرد عمر نزد او آمد و به عنوان شاد باش به او گفت:(گوارا باد بر تو ای فرزند ابيطالب مولای من و مولای هر زن و مرد مومن و مومنه) اگر اين فرض درست باشد ملاها بايد به چند نکته پاسخ دهند اول اينکه چرا عمر در اجتماع سقيفه بنی ساعده نخستين کسی بود که با ابوبکر برای جانشينی محمد بيعت کرد؟!!! دوم اينکه چرا عمر به شرکت کنندگان در اجتماع مذکور اظهار نداشت که محمد در حضور او علی را برای جانشينی خود تعيين کرده و حتی وی بدين سبب به او شاد باش گفته است؟!!! سوم اينکه چرا علی در آن اجتماع به عمر نگفته است مگر تو يادت رفته است که محمد در حضور تو مرا به جانشینی خویش گزینش کرد و حتی تو بدین سبب به من شاد باش گفتی ؛پس چرا با ابوبکر بيعت کردی و درباره مشاهدات خود در مورد روز غدير خم به انهايی که در اين جلسه حضور دارند چيزی نميگويی؟!!! چهارم اينکه کسی که اندکی با فروزه های اخلاقی و روانی عمر که مردی خودخواه ؛پر منش و جاه طلب بود و در ضمن ارزش و احترام ويژه ای بين مسلمانان داشت و حتی خود محمد نيز از او حساب ميبرد آشنا باشد نميتواند باور کند که عمر به علی گفته باشد :<< تو از اين پس مولای من هستی>>! ادامه دارد | I.H | 00:03 | | 5/23/2004 تاريخ شيعه ۵ ابو سفيان که با خلافت ابوبکر مخالف بود رو به علی کرد و گفت :ای ابولحسن دست پيش آر تا با تو بيعت کنم .اما علی دست پيش نبرد و وی را سرزنش کرد و گفت :از اين کار جز فتنه منظوری نداری ؛به خدا برای اسلام جز بدی نميخواهی؛ما را به نصيحت تو حاجت نيست. دليل اينکه علی برای کسب کرسی خلافت زياد پافشاری نميکرد؛آن بود که می دانست که در بين مسلمانان پايگاه قابل توجهی ندارد .علی بسياری از سران قبايل را ستمگرانه کشته بود و از اينرو مردم نسبت به او تمايلی نداشتند .اين همه روضه هايی که آخوندها در ذکر مناقب و عدل و انصاف علی سر می دهند همه از ساخته های بی پايه خودشان است که آنها را برای شکوفا نگهداشتن پیشه دینداری خود صنعتگری نموده اند.گروهی از شیوخ و سران قبایل عرب تا سالها در مقابل علی می ایستادند و او را قاتل پدران ؛برادران و شوهران خویش می خواندند و کینه نهفته خود را نسبت به اعمال او آشکار می کردند. باید در نظر داشت هنگامی که عبدالرحمان بن ملجم مرادی کمر قتل علی را بست زن زیبایی به نام قطامه را ملاقات کرد و فریفته او شد. قطامه که پدر و برادرش در جنگ نهروان بوسیله علی کشته شده بودند و از قصد ابن ملجم آگاهی نداشت به وی پیشنهاد کرد به شرطی تسلیم او خواهد شد که وی علی را مقتول سازد .تمایل این زن برای کشته شدن علی نشانه کوچکی از افراد زیادی است که اعضای خانواده انها به وسله علی نابود شده بودند و از اینرو نسبت به وی نظر نیکی نداشتند . تاریخ یعقوبی و فرق الشیعه هر ۲ می نویسند شمار افرادی که طرفدار خلافت علی و اماده بیعت با او بودند ار بین ۷ تا ۱۰ نفر تجاوز نیمکرد. ادامه دارد | I.H | 00:08 | | 5/22/2004 تاريخ شيعه ۴ ۱-سقیفه بنی ساعده بنا به نوشته تاريخ طبری هنگامی که محمد از حجه الوداع مراجعت کرد ؛آثار بيماری جانکاهی در او پديدار شد ؛به گونه ای که راه رفتن برايش مشکل گرديد .با توجه به اينکه تا زمانی که محمد بن عبدالله زنده بود نه وصيت نامه ای از خود به جای گذاشت و نه کسی را برای جانشينی خود تعيين نمود (قضيه غدير خم به زودی کالبد شکافی می شود!)از اينرو در نخستين روز در گذشتش و در هنگامی که هنوز مراسم خاک سپاری او پايان نپذيرفته بود ؛ابوبکر و عمر و بزرگان و اشراف و ثروتمندان و شيوخ و روسای قبايل عرب و انصار و مهاجران:مبارزات و کشمکشهای شديدی را در سقيفه بنی ساعده برای بدست آوردن مقام محمد آغاز کردند. مهاجران ميگفتند چون ما سرزمين خود را ترک کرديم و با محمد به مدينه آمديم و محمد ا ز خود ما بوده است از اينرو ما از ديگران بيشتر سزاوار جانشينی محمد هستيم .انصار ميگفتند اگر ما محمد را به مدينه راه نمیداديم و با او ياری و همکاری نميکرديم اسلام پيشرفتی نمکيرد. در اين گيرو دار ابوبکر حديثی را ازمحمد نقل کرد که حاکی بود ؛فرمانروای مسلمانان بايد از قريش باشد .انصار که اين حديث را شنيدند از ادعای خود مبنی بر جانشينی محمد دست برداشتند.ولی بین مهاجرا ن اختلاف برای جانشینی محمد بالا گرفت. سقیفه بنی ساعده مکانی بود که مسلمانان برای انتخاب جانشین محمد در آنجا جمع شدند. برای شرح دقیق این ماجرا قسمتی از جلد چهارم تاریخ طبری را نقل می کنیم. عبدالله بن عبدالرحمان انصاری می گوید: وقتی پیامبر درگذشت انصار در سقیفه بنی ساعده گرد هم آمدند و گفتند پس از محمد باید این کار را به <سعد بن عباده>رییس طایفه الخزرج واگذار کنیم و سعد را که بیمار بود به آنجا آوردند. عمر از این جریان آگاه شد و به سوی خانه پیامبر که ابوبکر و علی مشغول کفن و دفن او بودند رفت .پس از آن همه آنها در سقیفه بنی ساعده برای تعیین جانشین محمد جمع شدند .علی برخاست و از حق فضیلت و و سوابق ابوبکر سخن به میان آورد و پیش رفت و با او بیعت کرد و مردم به علی گفتند <صواب کردی و نکو کردی> ادامه دارد | I.H | 00:18 | | 5/20/2004 گزارشی از زندان اوین و نحوه شکنجه در جمهوری اسلامی
یکی از آشنایان من در جریانات تظاهرات دانشجویی و مردمی دستگیر شده و برای مدتی افتخار اقامت در زندان اوین را داشته است. این گزارشی است از دیده های این شخص. متاسفانه به دلایل امنیتی از بازگو کردن مواردی که هویت این شخص و یا دوستان وی را فاش کند معذورم و مجبورم نوعی خود سانسوری انجام دهم. به خاطر داشته باشید که این شکنجه ها مربوط به سالهای 60 نیست بلکه این روشهایی است که همین چند ماه پیش در جمهوری اسلامی!!! اعمال شده است و هنوز هم میشود. موردی را که در مورد همین شخص متوجه شدم اینست که او (و باقی شکنجه شدگان) خیلی از موارد شکنجه را از روی شرم و یا به خاطر مراعات حال پدر و مادر و فامیل و ناراحت نکردن آنها, تعریف نمیکنند, که به نظر بنده کار بسیار اشتباهی است چراکه اگر افکار عمومی وکشورهای خارجی بدانند که چه چیزی در زندانهای حکومت اسلامی!!! ایران میگذرد دیگر اجازه نخواهند داد که آنها به این راحتی به این کارهای ناجوانمردانه و غیر انسانی خود ادامه دهند. بسیاری از این شکنجه ها را خود این زندانی تجربه کرده و تعداد دیگری را همسلولی های وی تجربه کرده اند. این گزارش طوری نوشته شده که از نوشته ها معلوم نشود که وی مجبور به تحمل کدام نوع شکنجه بوده است تا شکنجه دهندگان بعدها از این راه موفق به شناسایی وی نشوند. این گزارش را تقدیم میکنم به آیات عظام به خصوص آیت الله منتظری و آیت الله سیستانی و همچنین به سازمان ملل و حقوق بشر: زندان اوین به مانند یک شهر است. موقعی که ما را وارد کردند ما حدود 10 دقیقه با چشمان بسته در یک راه پیچ در پیچ توی ماشین بودیم. بعد از آنهم تا زندان باید 5 دقیقه داهپیمایی میکردیم. در بند 1 و 8 زندانیان سیاسی مرد نگهداری میشوند. بند 9 بند زنان است. او از سلول هایی گزارش میدهد که در چندین طبقه زیر زمین شاخته شده و رهبران راهپیمایی ها و کسانی را که بسیار مشکوک میباشند و یا از آنها اعلامیه گرفته اند, به آنجا در سلول انفرادی میبرند. او از حدود 6000 زندانی سیاسی ( در آنموقع) گزارش میدهد. زندابانان در زندان اوین بسیار خشن هستند و زندانیان را با همه جور فحش رکیک و ناموسی بمباران میکنند. جاسوسی از زندانیان: در زندان اوین, به اصطلاح زندانیانی هستند که در بین زندانیان دیگر میگردند و صحبت سیاسی میکنند و میخواهند آنها را تخلیه سیاسی کنند. از یک پیر مردی تعریف میکند که دائما بین زندانیها صحبت سیاسی میکرد و سعی میکرد سر صحبت را با زندانیان باز کند... شهرام جزایری: در پایین دره ای در زندان اوین چندین ویلای و چندین آپارتمان شیک 4-5 طبقه وجود دارد. شهرام جزایری در یکی از این سوئیت ها به اصطلاح زندانی است. وی هر روز ساعت 12 شب با ماشین شخصی مدل بالا وارد محوطه زندان میشود و حدود ساعت 4 صبح مجددا با ماشین خود از زندان اوین خارج میشود. نور چشمی ها: او گزارش میدهد که در این سوئیت های شیک که در پایین دره قرار دارند تعدادی از نور چشمی ها هم که به اصطلاح زندانی هستند, زندگی میکنند. آنها آزادی کامل دارند که هر موقع که دلشان خواست به خارج زندان بروند. (او از مرتضی رفیق دوست صحبت نمیکند ولی من اینجا بی اختیار به یاد جناب آقای مرتضی رفیق دوست میافتم) وکیل بندها:او تعریف میکند که وکیل بندها (وکیل بندها به مسئولین بند گفته میشود که اکثرا نامهای مستعار دارند) دوستهای خودرا که اکثرا از کارمندان عادی زندان بودند به بند سیاسی می آوردند تا سر به سر زندانی ها بگذارند این افراد که عموما از کارمندان عادی و به قول معروف هیچ کاره در زندان بودند خود را جای آدمهای مهم جا میزدند و از سر به سر گذاشتن زندانی ها لذت میبردند... بازدید نماینده مجلس: قرار بود یکی از نمایندگان مجلس به زندان بیاید تا با زندانیان مصاحبه کند. زندانبانان 10 – 15 نفر از زندانیان را جدا نموده و دقیقا به آنها گفته بودند که چه چیزی را باید تعریف کنند.و تعریف میکند که بند 1 را که تمیز تر از بند 8 است را خالی نموده بودند و زندانیان آنرا به بند 8 منتقل نموده بودند و بعد بند 1 را تمیز و مرتب نموده و به نماینده مجلس فقط بند 1 را نشان داده بودند و گفته بودند که ما فقط همین 10-15 نفر زندانی سیاسی را داریم... او از بیدادگاهای جمهوری اسلامی تعریف میکند ومیگوید که در دادگاه به متهمان دستور داده میشود که پیراهنشان را درآورند و قاضی شخصا آنها را بازرسی بدنی میکند... او تعریف میکند که زمانی که آنها را دستگیر کرده بودند در قرارگاه ... آنها را حتی در حضور عموم مردم و خانواده های دستگیر شدگان میزدند... روشهای شکنجه: چهار نفر در 2 متر مربع: یکی از روشهای شکنجه اینست که چهار نفر را در یک سلول انفرادی به درازی 2 متر و عرض یک متر مربع برای مدت چندین شبانه روز زندانی میکنند. او تعریف میکند که خوابیدن در چنین سلولی تقریبا غیر ممکن است و زندانیان مجبورند مثلا به این صورت بخوابند که دوتای آنها بیدار باشند و در حال ایستادن تا جای کافی برای خوابیدن دو زندانی دیگر باشد و بعد جای خود را عوض کنند. او تعریف میکند که یا نور لامپ در تمام شبانه روز روشن است و یا در تمام شبانه روز خاموش... آویزان کردن از پاها:در اوین یک ساختمان وجود دارد که پله میخورد و سه طبقه به زیر زمین میرود: در یک اتاق حدودا 6 متری که دیوار و کف آن از مرمر بود زندانیان را از یک حلقه دایره مانند از پاها آویزان میکردند و با باتوم و لگد میزدند... هنگام کتک خوردن زندانی شروع به تاب خوردن میکند و در اثر تاب خوردن آدم این احساس را پیدا میکرد که زانوها در حال شکسته شدن هستند... . او گزارش میدهد که بدترین چیز این نوع شکنجه, باتوم و یا لگدها نیست بلکه فشار بسیار زیادی است که طناب به پاها وارد میکند و البته به علت کله پا بودن پس از مدت کوتاهی این احساس به آدم دست میدهد که کله آدم در حال ترکیدن است. وی میگوید که زندانیانی که به این طریق شکنجه میشوند گاه تا چندین هفته قادر به راه رفتن نیستند. به یاد بازدیدم از از اردوگاه داخائو در جنوب آلمان با اتاق های شکنجه و کوره های آدم سوزیش میافتم که الان تبدیل به موزه شده... همانند این حلقه را در این اردوگاه هم میتوان دید. هیتلر هم با همین روش شکنجه میکرد... در حیاط این موزه به چند زبان نوشته شده: دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. به امید روزی که ما هم در ایران خودمان در "موزه اوین" همچنین تابلویی نصب کنیم... شکنجه با برق: او از وصل کردن برق به زندانیان گزارش میدهد. در جواب من در مورد میزان ولتاژ آن جواب میدهد که از باقی زندانیان شنیده است که برق 110 ولت است. الکترود های برق به شکم زندانی وصل میشود و گاه برای مدت 1 الی 2 دقیقه جریان برق برقرار میشود. تعداد زیادی از زندانیان در طی این شکنجه بیهوش میشوند. او گزارش میکند که فرد شکنجه شونده احساس سرگیجه و ضعف شدید میکند و چشمهای وی سیاهی میروند. به دخترهای زندانی این الکترودها به نوک سینه ها هم وصل میشود... او تعریف میکند که اول برق وصل میکنند و پس از آنکه زندانی بیهوش شد او را سیلی میزنند تا او دوباره سرحال بیاید و بعد بر روی او یک سطل آب میریزند... بعد از مدتی که او دوباره خشک شد و سرحال آمد دوباره ادامه میدهند... شکنجه با قطره آب: نوع دیگر شکنجه آنست که زندانی را لخت مادرزاد میکنند و وی را بر روی سنگ مرمر مخوابانند ودست و پای وی را میبندند و بعد برای ساعتها قطره قطره آب بر روی پیشانی زندانی میریزند.این در حالی است که اتاق شکنجه در تاریکی محض فرو رفته است. او تعریف میکند که به نظر او این یکی از بدترین نوع شکنجه هاست... آویزان کردن وزنه از بیضه های زندانی:او گزارش میدهد که زندانی را روی یک صندلی مخصوص مینشانند و یک آفتابه خالی را به بیضه های زندانی میبندند طوری که آفتابه به صورت معلق و با فاصله 10 الی 15 سانتیمتر تا زمین باشد. بعد در داخل این آفتابه قطره قطره آب میریزند و در حالی که آفتابه هر لحظه سنگینتر میشود و فشار بر بیضه ها بیشتر, از وی اعتراف میگیرند. او میگوید که در این حالت انسان به قتل دهها نفر و زنا با خواهر و مادر خودش هم اعتراف میکند و به عبارتی هر چیزی را که شکنجه دهنده بدان مایل است, زندانی به آن اعتراف میکند. یعنی اگر کسی اعتراف نکند این کار را تا زمانی ادامه میدهند که آفتابه به زمین بچسبد. لطفا توجه داشته باشید که حتی بازگو کردن این مسائل باعث شده بود که عرق شرم بر روی پیشانی این دوست بنده بنشیند... من هم به نوبه خودم از خوانندگان گرامی معذرت میخواهم. بازهم شکنجه با آب:زندانی را به صورت لخت مادرزاد در یک سلول مخصوص که کاملا تاریک است و زمین و دیوار آن با سنگ مرمر پوشیده شده قرار میدهند و هر چند دقیقه یکبار یک سطل آب سرد به روی او میریزند... جنگ روانی:یکی دیگر از روشهای شکنجه اینست که نام زندانی ها را میخوانند و آنها را جدا کرده و 3 -4 ساعت در محوطه زندان زیر آفتاب نگهداری میکنند و به آنها میگویند که میخواهند آزادشان کنند و اینکه باید وسایلشان را جمع کنند. بعد آنها را تا دم در زندان میبرند و سپس مجددا بر میگردانند... تجاوز به دختران:بند 9 متعلق به زنان است و صدای آنان را از بند 1 و 8 که بند زندانیان سیاسی (مردان) است میتوان شنید. او گزارش میکند که در این بند به دخترها تجاوز میشد و صدای آنها را میتوان شنید. مردان زندانبان دختران را در این بند به بهانه گرفتن اعتراف لخت میکردند و کتک میزدند و ... بی خوابی دادن به زندانی:یک دست زندانی را با دستبند به یک حلقه میبندند به صورتی مجبور باشد تمام مدت بایستد و او را گاه برای چندین روز به این حالت نگه میدارند. زندانی به هیچ وجه قادر به خوابیدن نیست و به محض خوابیدن کلیه وزن او بر روی مچ دستش میافتد. گاه اتفاق میافتد که زندانی در اثر خستگی مفرط به خواب میرود در حالی که از مچ دستش خون جاریست... نمونه دیگری از گرفتن اعتراف قلابی و پرونده سازی:دختری را با را با یک پسر غریبه در یک اتاق تاریک انداخته اند و پس از آن از هر دوتای آنها را مجبور کرده بودند که اعتراف کنند با هم رابطه جنسی داشته اند... پس از شنیدن این روش کثیف ناخودآگاه به یاد سیامک پورزند میافتم و که زن میانسالی که دوست خواهرش بوده و این زن را مجبور کرده بودند که اعتراف کند که با سیامک پورزند رابطه جنسی داشته است و پس از گرفتن اعتراف برای آنکه صدایش بعدا در نیاید, زن بیچاره را در یک دادگاه نمایشی به سنگسار محکوم کرده بودند و حتی او را کفن پوشانیده اند و در حیاط زندان صحنه سنگسار را هم آماده کرده بودند. تا بالاخره یک حاج آقا (به ظاهر) پا در میانی میکند تا او را سنگسار نکنند به شرطی که به هیچ کس این جریانات را تعریف نکند.... در پایان این گزارش یادآوری میکنم که احتمالا خیلی از کسانی که در زندانهای جمهوری به اصطلاح اسلامی بوده اند احتمالا خواهند گفت که آنها شکنجه های بسیار خشن تر و بدتری را متحمل شده اند. من در اینجا سعی نموده ام که امانت در گفتار را رعایت کنم و گزارش این فرد زندانی را همانطور که او تعریف کرده بنگارم. از همه کسانی که در زندان به روشهای وحشیانه و غیر انسانی شکنجه شده اند ملتمسانه تقاضا میکنم که خاطرات خود را به نگارش در آورند و در اختیار عموم بگذارند تا چهره کریه حکومت اسلامی بیش از پیش بر همگان آشکار شود... از کسانی که به آنها تجاوز جنسی شده تقاضا میکنم که حتی به صورت گمنام هم که شده این کثافتکاریها را منتشر کنند تا حداقل بقیه مردم ایران و به خصوص مذهبی ها بدانند که در زندانهای جمهوری اسلامی چه میگذرد. استفاده از این مقاله و یا قسمتی از آن در همه سایتهای اینترنتی, روزنامه ها و سایر رسانه های گروهی مجاز است. سائنا – آلمان – 1 ماه می 2004 | I.H | 23:52 | | 5/19/2004 يك دانشجو در تهران : « در كمين فرصت نشسته ايم» در حاليكه فشارهاي اجتماعي و اقتصادي بر رژيم جمهوري اسلامي در داخل كشور رو به افزايش گذاشته است، آژانس بين المللي انرژي اتمي موج تازه اي از تهديدات خود را به حكومت ايران آغاز كرده است. محمد البرادعي ريس اين آژانس امروز اعلام داشت كه بازرسيهاي مربوط به تاسيسيات اتمي ايران تا تاريخ تعيين شده در 14 ژوئن به پايان نخواهد رسيد. اين بدان معني است كه آژانس پرونده ي ايران را در اين تاريخ نخواهد بست و تقاضاي بازرسيهاي گسترده تري را خواهد كرد. در صورت مخالفت ايران با بازرسيهاي بيشتر و يا در صورت مشاهده ي هرگونه تخلفي در اين باره پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد منتقل خواهد شد تا در آنجا مجازاتهايي براي حكومت ايران در نظر گرفته شود. يك روزنامه نگار مقيم اروپا در اين باره مي گويد : « كمترين تصميمي درباره محدود سازي فروش نفت ايران مي تواند كل اقتصاد جمهوري اسلامي را در كمتر از دو تا سه ماه به هم بريزد و جامعه را بر عليه نظام بشوراند.» بنظر مي رسد كه اين تصميم با توجه به بالا بودن قيمت نفت در حال حاضر ضرر مهمي براي درآمدهاي ارزي رژيم ايران محسوب شود. در هيمن حال گزارش سالانه وزارت خارجه آمريکا حاکی از آن است که وضعيت حقوق بشر در ايران که قبلا نيز چندان خوب نبود در سالهای 2003 و 2004 بد تر شده است. اين امر به عنوان اهرم جديدي براي وارد ساختن فشارهاي سياسي به حكومت ايران مطرح شده است. اخبار داخل كشور حاكيست كه وضعيت وخيم در استانهاي محروم كشور كار را به نبرد مسلحانه كشانده است. در استان سيستان و بلوچستان شب گذشته نبردهاي سنگين ميان گروههاي مسلح بلوچ و نيروهاي نتظامي رژيم درگرفت. آشفتگي وضع حكومت ايران به حدي است كه كشور امارات متحده ي عربي با جديت تمام در صدد طرح مسئله مالكيت خود بر جزاير سه گانه ايراني مي باشد و در اين زمينه حتي نظر مثبت اتحاديه اروپا را نيز جلب كرده است. يك فعال سياسي مخالف رژيم در آلمان اين جريان را جدي تلقي كرده و مي گويد : « موقعيت لرزان رژيم او را به وطن فروشيهايي از اين دست خواهد كشيد. اين وظيفه مردم و اپوزيسيون است كه در اين باره هشيار عمل كنند.» در همين حال آشفتگي و ترديد دستگاه قضاييه حكومتي را فرا گرفته است. پس از تاييد حكم اعدام هاشم آاغاجري دستگاه قضايي نظام از اجراي اين حكم عاجز است و اين پرونده تبديل به مشكل عمده اي شده است كه حتي دخالت خامنه اي نيز بدان خاتمه نداد. رژيم ايران در موقعيتي است كه حتي جرات اجراي احكام صادره ي دادگاههاي خود را ندارد. زيرا از واكنش جامعه وحشت دارد. اين نشان دهنده اين است كه جامعه به صورت تهاجمي محدوده ي عمل كرد نظام را تعيين مي كند. جمهوري اسلامي رژيمي از هم پاشيده است كه به خاطر انفعال عمومي جامعه پابرجاست نه به خاطر قدرت و ثبات خود. هرگونه حركت راديكالي به طور دسته جمعي مي تواند به حيات رژيم پايان دهد. كافيست جامعه از موقعيت آسيب پذير رژيم به خوبي و به موقع استفاده كند. در اين شرايط آنچه مي تواند جامعه را از انفعال خارج سازد نزديك شدن نيروهاي مخالف رژيم به يكديگر است. يعني همه نيروهايي كه خواهان كنار زدن جمهوري اسلامي هستند بتوانند بر حول يك محور مشترك عمومي مانند استقرار نهادينه دمكراسي در ايران متحد شوند و آلترناتيوي فراگير را به جامعه پيشنهاد دهند. در داخل كشور شعار «كارشان تمام است» همه جا گير شده و جوانان و دانشجويان در تدارك 18 تير به عنوان روز آزادي ايران هستند. بسياري بر اين باورند كه شرايط سرنگوني رژيم به نحو شتاب زده اي در هفته هاي آينده شكل خواهد گرفت. يك دانشجوي 20 ساله دانشگاه تهران در اين باره مي گويد : « ما در كمين فرصت نشتسه ايم. به محض آنكه حداقل امكان برايمان بروز كند حركتي را آغاز خواهيم كرد كه مي خواهيم سرنوشت ساز باشد.» ایناز | I.H | 10:59 | | 5/18/2004 تاريخ شيعه۳ هنگامی که عمر با ضربات کار د دو سر ابولولو فیروز ایرانی از پا در آمد؛کسی را برای جانشینی خود برنگزید ؛بلکه نام ۶ نفر را که پس از خود شايسته مقام خلافت ميدانست ذکر کرد تا آنها از بين خود يک رانفر را برای خلافت مسلمين برگزينند.اين ۶ نفر عبارت بودند از:(علی بن ابیطالب)؛(عثمان بن عفان)؛(سعد بن ابي وقاص)؛(عبدالرحمان بن عوف)؛(زبير بن عوام )؛(طلحه بن عبيدالله).پسر عمر نيز به نام (عبيدالله بن عمر) نيز در شورای مذکور بود ؛ولی عمر او را از حق برگزيده شدن به خلافت محروم کرد .عمر به مسلمانان گفت به اين ۶ نفر ۳ روز فرصت دهيد تا جانشينی برای من انتخاب کنند .اگر به اين کار توفيق پيدا کردند که جانشين برگزيده آنها ؛مقام خلافت را دردست خواهد گرفت ؛ولی اگر انها نتوانستند بين خود به توافق برسند؛همه آنها را بکشيد. پيش از آنکه به ادامه بحث بپردازيم بايد به چگونگی فرمانی که عمر برای گزينش جانشين خود صادر کرد ؛اندکی انديشه گری نمود.زيرا ماهيت چنين فرمان نابخردانه ای نشان می دهد که در فرهنگ تازيها و چگونگی انديشه گری آنها ؛حتی در ميان افراد و شخصيتهای برگزيده و دانای آنها ؛روشهای خردمندانه انسانی و منطقی وجود ندارد و همه امور و مشکلات آنها باید از راه غیر انسانی و با خشونت و خونریزی حل و انجام شود . نتیجه نوشته های اسلام شناسان و پژوهشگران شهیر تاریخ اسلام و بویژه نویسندگان عرب آشکارا نشان می دهد که هدف محمد در ایجاد دین اسلام ؛کسب قدرت و مال و منال بود .نه یک دین راستین و آسمانی و یا بالا بردن ارزشهای اخلاقی و انسانی بشر. محمد برای پیشبرد این اهداف اعراب را با ۲ انگیزه به سوی خود جلب کرد .یکی غارت اموال و چپاول اموال مردم زیر پوشش شرعی غنایم جنگی و دیگری تصاحب زنان شکست خوردگان در جنگها.محمد با اختراع آیه ۲۴ سوره نسا آشکارا از قول الله پیروانش را به گونه شرعی مجاز کرد تا زنهای افرادی را که در جنگها مغلوب آنها میشدند در اختیار بگیرند و خود نیز زنان زیبای دشمنان شکست خورده ویا کشته شده اش را بیدرنگ به زنان حرمسرایش اضافه میکرد که از آن جمله اند صفیه؛ریحانه و جویریه. ادامه دارد | I.H | 21:51 | | 5/17/2004 تاریخ شیعه ۲ هنگامی که محمد پس از مدت ۱۳ سال رسالت و ۱۰ سال پیامبر شاهی در مدینه در گذشت ؛چون جانشینی برای خود تعیین نکرده بود فرقه ها و مذاهب زیادی ظهور کردند و هر یک خود را جانشین شایسته محمد می دانستند . به پیروی از روشی که محمد در زمان پیامبر شاهیش به کار برده بود در برابر یکدیگر صف آرایی کردند و برای کسب جاه و قدرت ؛بیرحمانه به خونریزی و نابود کردن یکدیگر پرداختند .از همین روست که روانشاد علی دشتی می نویسد:( اگر نیک بنگریم تاریخ اسلام جز تاریخ رسیدن به قدرت نیست. اسلام و انگیزه آن تلاش مستمری است که ریاست طلبان در راه رسیدن به امارت و سلطنت بکار بسته اند و دیانت اسلام وسیله بوده است نه هدف) به شرحی که در روزهای بعد خواهیم گفت مسلمانان پس از درگذشت محمد برای دستیابی به جانشینی او در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند و ابوبکر را که دوران کوتاه خلافتش نشان داد ؛او براستی بیش از سایر یاران محمد شایستگی جانشینی او را داشت به خلافت برگزیدند.ابوبکر مدت ۲ سال خلافت کرد و در هنگام مرگ به طور مستقیم وصیت کرد که عمر بن خطاب به جانشینی او خلیفه مسلمانان گردد.عمر نیز مدت ۱۰ سال خلافت کرد و بدین ترتیب ابوبکر و عمر رویهمرفته به مدت ۱۲ سال خلافت کردند. ابوبکر در دوره کوتاه خلافت خود با سرکوب کردن خونین شورشهای مردم ؛اسلام را نگهداری کرد .عمر در دیکتاتوری از ابوبکر نیز گامی فراتر نهادو هر کسی را که به اسلام و احکام و آیات آن تردید می کرد با آزار و شکنجه سرکوب می نمود .بدیهی است که عمر پیش از مرگ محمد او را به جنون و هذیان گویی متهم و در پیامبری وی شک کرده بود با این وجود هنگامی که عمر به مقام خلافت تکیه زد ؛دست کم برای نگهداری قدرت شخصی خود نیز که شده بود مخالفان اسلام را ستمگرانه نابود کرد و حتی تفسیر قرآن را غیر مجاز و مجادله در باره احکام و متون آن را کفر بر شمرد . ادامه دارد | I.H | 22:07 | | 5/16/2004 آيه های شيطانی ۴ درباره اين رويداد آزرمگونه و فريبنده تاريخ دين اسلام و ناتوانی الله و محمد در کنترل و اداره موجود فرومايه و رانده شده ای به نام شيطان که قرآن با ناهمگونی تمسخره زايی در آيه ۵۰ سوره کهف او را جن و در آيه ۳۴ سوره بقره ؛آیه ۱۱ سوره اعراف ؛آيه ۳۱ سوره حجر و آيه ۶۱ سوره بنی اسراييل ويرا فرشته خوانده است چند نکته را بايد ياد آور شد: ۱- بدون ترديد می توان گفت که هيچ دين و مسلکی به اندازه آيين اسلام محمد ؛خدای خود را خوار و بيمقدار نکرده است .محمد انسان قدرت خواه و فرصت طلبی که هر زمانی که نادانی هايش اورا به اشتباه می انداخت ؛بی درنگ گناه انديشه های احمقانه و منشهای نابخردانه اش را به گردن الله خود آفریده اش می انداخت ؛در باره رویداد غرانیق نیز از همین روش بهره گرفت. بدین شرح که پس از آگاهی از عواقب کرداد شرم آورش در باره سجده به بتهای ۳ گانه و پذیرش شفاعت آنها ؛برای اینکه حیثیت ا ز دست رفته نزد پیروانش را بازسازی کند ؛الله خود ساخته و سر به فرمانش را به کار گرفت و این الله همیشه آماده به خدمت به تسکین و تسلی و اصلاح اشتباه نابخردانه آفریدگارش در آمد و با دیکته آیه های ۵۲ و ۵۳ سوره حج در گوشهای محمد اظهار داشت؛ناراحت مباش؛پیامبرهای پیش از تو نیز اسیر وسوسه ها ی شیطان شده اند ؛ولی ما آن آیه ها را باطل کردیم. و در اينجا بايد گفت آيا براستی اللهی که محمد ادعا کرده است حتی بر چگونگی انديشه گری آفريده های خود نيز کنترل دارد وآيه ۳۰ سوره دهر قرآن می گويد (شما چيزی نمی خواهيد جز آنکه الله بخواهد) چرا الله بايد شيطان را آزاد بگذارد تا پيامبری را که برای هدايت بشر برگزيده اينچنان فريب دهد؟!!! براستی این چه اللهی است که سکوت می کند تا شیطان پیامبرش را که بايد برای افراد بشر پيامها و ره آوردهای نيکی و رستگاری به ارمغان آورد فریب بدهد و پیامبر الله با پیامی از یک فرشته یا جن! رانده شده به نام شیطان دریافت می کند بندگان الله را گمراه سازد؟!!! ادامه دارد | I.H | 20:01 | | 5/15/2004 تاريخ شيعه ۱ در زبان تازی کلمه شيعه معنی پيرو می دهد و در صدر اسلام بين تازیها تنها بهمين مفهوم بکار ميرفت.چنانکه آيه ۸۳ سوره صافات می گويد:(و ان من شيعيه لانزهم ...) يعنی(بين افرادی که او را پيروی می کردند ابراهيم بود...). همچنين آيه ۱۵ سوره قصص می گويد:(و دخل المدينه علی حین غفله من اهلها فوجد فیها رجلین یقتیلان هذا من شیعیه و هذا من عدوم فاستفثه الذی من شیعیه علی الذی من عدوا....) یعنی:(روز ی موسی بدون آگاهی اهالی مصر به شهر در آمد و دید آنجا ۲ مرد در حال جنگ هستند یکی از شیعیان وی و یکی از شیعیان دشمن او....) بطوریکه از متون ۲ آیه یاد شده بالا بر می آید ؛در قرآن ودر زبان تازی واژه شیعه معنی پیرو می دهد .هنگامی که در زمان خلافت علی مسلمانان تجزیه شدند و هر یک راه مذهبی جداگانه ای را برای خویش برگزیدند آنهایی را که به علی گرویدند شیعیان علی یعنی پیروان او نامیدند.اطلاق لفظ شیعه به یاران علی اختصاص نداشت بلکه معاویه نیز دارای شیعه بود که از مردم شام وسایر افرادی که پیرو او بودند و خون عثمان را مطالبه می کردند تشکیل میشد. دلايل گفته شده در بالا نشان می دهد که واژه شيعه در زمان علی مفهوم مذهب نداشت و آفرينش مفهوم مذهب برای شيعه از فراوردهای سياسی ملايان شيعه گری است که اين کار را نيز مانند ساير بدعتهايی که در اسلام به وجود آوردند بمنظور رونق دکانداری خود انجام دادند. بايد توجه داشت که بعضی از مذاهب و اديان در اصل از انچه که در زبان انگليسی CULT ناميده ميشود ؛بوجود آمدند واژه CULT معنی تجزيه طلبی های مذهبی با اعتقاد بيش از اندازه به يک رهبر مذهبی و پيروی از اصول و نوآوريهای ويژه در دين معينی را می دهد.برای مثال مسيحيت خود در ابتدا جنبه CULT داشت و يک گروه تندرو مذهبی کليمی از موسويت جدايی گزيدند و به ايجاد CULT مسيحيت دست زدند .سپس به تدريج مسيحيت گسترش يافت و خود به شکل دين مستقلی در آمد و آنگاه گروههای ديگری از مسيحيت اصلی جدا و منشعب شدند و خود مذاهب تازه ديگری به وجود آوردند.مانند کاتوليکها؛پروتستانها؛؛کو آکرزها ؛متوديستها؛ انگليکانها و دهها فرقه ديگر که همه از درون مسيحيت به شکل مذاهب تازه ای پا به عرصه وجود گذاشتند ولی شيعه گری در ابتدا حتی شکل گروه مذهبی CULT را نيز نداشت بلکه تنها دارای جنبه حزبی و سياسی بود و بعدها در چرخش گردونه های رويدادهای تاريخی ؛شکل و فرتاش مذهبی به خود گرفت. ادامه دارد | I.H | 20:54 | | 5/14/2004 آيت الله امير قاسمي و جنجال تلویزوینهای تبلیغاتی علی رضا امیر قاسمی که بهتر است از این پس ايشان را آيت الله خطاب کنيم چند روز پيش در برنامه خود در طپش خطبه ای را ايراد نمود ند که ظاهرا ما از ان بيخبريم. عين کلام علی رضا امير قاسمی: پخش فيلم مارمولک در ايران نشانه های کامل دموکراسيست و نشانه آن است که مردم ايران به دموکراسی دست يافته اند . خوب از کسی که در روز ۱۸ تیر سیاسی میشه و میگه مردم نرید به خیابونها و زندانی بودن احمد باطبی را اینطور توجیه می کنه که قوانین مملکت رو زیر پا گذاشته چه انتظاری میشه داشت؟!!! لازم به ذکر است که علی رضا امیر قاسمی با قراردادی که با تهیه کننده فیلم مارمولک یعنی منوچهر محمدی (در وزارت ارشاد اسلامی)بسته است این فیلم را در آمریکا پخش می کند. از سوی دیگر درگیریهایی بین شبکه های تفریحی تبلیغاتی پیش آمده که چهره بعضی از آنان را پیش از پیش نمایان کرده . مهران عبد شاه مدیر IPN حمید شب خیز و علی رضا امیر قاسمی را افرادی کلاه بردار و موذی خواند و گفت باید با بعضیها متحد شد تا جلوی این افراد ایستاد. از سوی ديگر تلويزيون جام جم آمريکا به افشای ماهيت آيت الله امير قاسمی پرداخت و افشا کرد که اين فرد در روزهای جنگ ايران و عراق در کشور عراق مشغول مذاکره با نيروهای عراقی بوده . کوروش بيبيان مدير جام جم همچنين طپش را سياسي ترين رسانه خواند که در راستای سياست دشمنان ايران پيش می رود. سهند | I.H | 23:31 | | 5/13/2004 زنان محمد ۱۰ ۱۷-فاطمه دختر صحاک -محمد در سال ۸ خجری با فاطمه ازدواج کرد ۱۸-عمره دختر يزيد- به خاطر اينکه مبتلا به جذام بود محمد وی را طلاق داد ۱۹-عاليه دختر زيبان ۲۰-سبا دختر سفيان ۲۱-نشا دختر رفيعه ۲۲- قضيه دختر جابر ۲۳- فاطمه دختر شوره -جزييات زندگی وی برای تاريخ نويسان اسلامی روشن نيست و بعضی معتقدند امکان دارد وی با نام ديگری با محمد ازدواج کرده باشد! ۲۴-صنعا يا صبا دختر سليم ۲۵-الشنبا دختر عمر - به اين دليل که وی معتقد بود مرگ ابراهيم فرزند محمد مشکوک بوده است محمد وی را طلاق داد ۲۶-خوله دختر الحوليل ۲۷-شرق دختر خليفه- اين زن خاله خوله بود و پس از مرگ خوله به عقد محمد در آمد ۲۸-خوله دختر حکيم ۲۹-بنت جندب دختر دمره ۳۰-حبيبه دختر سهل-از انصار ۳۱-لیلی دختر خاتم - گویا لیلی از محمد خوشش نمی آید و از وی جدا میشود مجلسی می نویسد گرگ این زن را درید!!! ۳۲-امه هانی دختر ابی طالب ۳۳-امه حبیبه دختر العباس ۳۴-دوبه دختر امیر ۳۵-صفیه دختر بشامه ۳۶-عماره یا عمامه دختر حمزه ۳۷-شینیا دختر سالت ۳۸-علامه مجلسی بدون اینکه نامی از دختر مذکور ببرد می نویسد محمد در صدد ازدواج با زنی بود که پدرش با ازدواج وی با محمد به بهانه جزام داشتن دخترش سر باز زد. مجلسی می نویسد به محض اینکه پدر دختر دروغ مذکور را گفت دخترش توسط قدرت معجزه پیامبر به جزام مبتلا شد . ۳۹-مجلسی همچنين بدون اين که نام ببرد سخن از زن ديگری به ميان می آورد که به قول او بعضی می گويند محمد قبل از ازدواج زن مذکور را طلاق داد!!!.و بعضی اظهار داشته اند که محمد با وی ازدواج کرد و پس از مدتی وی را طلاق داد. ۴۰-تکانه- برده سياهپوستی که مانند ماریه به محمد توسط پادشاه مصر هدیه داده شده بود و محمد اول او را آزاد کرد بعد به عقد خویش در آورد. ۴۱-بنت ابی الجون-موقعی که ابراهیم فرزند محمد مرد این زن اظهار داشت اگر محمد پیغمبر خدا میبود فرزندش نمی مرد به همین دلیل محمد وی را طلاق داد. کلینی به سند معتبر از امام رضا روایت کرده است که قدرت جماع محمد با قدرت ۴۰ مرد برابر بوده است و در شبانه روز با تمام زنانش همخوابگی می کرده است. مجلسی می نویسد زنی که نامزد ازدواج با پیغمبر می شد ولو آنکه ازدواج وی با پیغمبر عملی نگردد حق ندارد تا آخر عمر با مرد دیگری ازدواج کند. مجلسی همچنین می نویسد هر زمانی که محمد با زنی قصد ازدواج داشت زنی را می فرستاد تا بدن نامزدش را آزمایش کند و به وی دستور میداد که گردن و سایر قسمتهای بدن وی را بود کند.همچنین محمد به فرستاده خویش دستور میداد تا قوزکهای پاهای زن مورد نظر را نیز آزمایش کند و ببند آیا آنها پر گوشت هستند یا نه . در این گفتار نام ۴۱ زن از محمد پیامبر شاه عربستان و بیشک هوسبازترین پیامبر تاریخ و حتی شاید بتوان گفت یکی از هوسباز ترین افراد تاریخ بشریت را که با آنها رابطه دايم زناشويی از قبيل عقد وصيغه و ديگر رابطه ها!!! داشته است را ذکر کرديم. پايان | I.H | 19:48 | | 5/12/2004 هموطنان عزيز شبکه تلويزيونی لحظه در تل استار ۱۲ اينبار از طريق GLOBe COM روی اير رفت .مشخصات اين تلويزيون مردمی را به اطلاع آشنايان و دوستان خود برسانيد : CHANNEL NAME: LAHSETV FREQ: 11494 POL:VER SR:17464 FEC:3/4 جايگزين globe comm test card شده است . به اميد آزادی کشورمان سهند | I.H | 20:06 | | 5/11/2004 جنگ مافياها در فرودگاهاي كشور آشفتگي و بي سروساماني در حال گسترش در تمام سطوح دستگاه دولت جمهوري اسلامي مي باشد. باندهاي مافيايي كشور به دليل وخامت اوضاع اقتصادي به سوي رودرو شدن با هم پيش مي روند. چند روز پیش و به دنبال بازگشايي فرودگاه بين المللي موسوم به خميني، كه با تاخير بيست ساله!!! كار خود را آغاز بكار كرد، در فاصله چند ساعت نيروهاي مسلح سپاه پاسداران فرودگاه را به اشغال خود درآورند و همه فعاليتهاي آن متوقف شد. اختلاف بين دولت خاتمي و سپاه در اين باره دیروز اوج گرفت. گزارشها حاكيست كه جنگ اصلي ناشي از وجود باندهاي مافيايي است كه فرودگاهها، بنادر و نقاط گمرك مرزي كشور را در اختيار دارند. به نظر مي رسد كه باند مافيايي وابسته به سپاه پاسداران كه فرودگاه مهرآباد تهران را در كنترل خود دارد براي از دست ندادن انحصار قدرت خويش در تهران با فعاليت فردگاه جديد مخالفت كرده است. فرودگاه مهرآباد تهران مركز اصلي ورود و خروج كالاهاي قاچاق در ايران است كه زير نظر باند رفسنجاني و در هماهنگي با مافياي سپاه پاسداران عمل مي كند. شركت هواپيمايي ماهان كه متعلق به خاندان رفسنجاني است چند روز پيش اعلام كرد كه از فرودگاه جديد خميني براي پروازهاي خود استفاده نخواهد كرد. همکار مااز تهران در اين باره مي گويد : « علت مخالفت ماهان اين است كه انبوه كالاهايي كه هواپيماهاي شركت هواپيمايي ماهان وارد كشور مي كنند بدون پرداخت حق گمرك از فرودگاه مهرآباد ترخيص مي شود. لذا اگرقرار باشد كه اين كار به فرودگاه خميني برود مسئله ي پرداخت حق گمرك مطرح مي شود.» ابعاد غارت در ايران آنچنان است كه باندهاي مافيايي در حال تقسيم فرودگاههاي كشور ميان خود هستند. پس از اسكله هاي مخفي اينك سپاه پاسداران در صدد است كه كنترل فرودگاههاي كشور را نيز در اختيار بگيرد. تصرف فرودگاه خميني براي بدست گرفتن كنترل اين فرودگاه در آينده و اجازه كار به قاچاق كالاهاي مختلف است و نه مسائل امنيتي كه فرماندهاي سپاه مطرح كرده اند. ایناز | I.H | 19:53 | | 5/10/2004 آيه های شيطانی ۳ طبری در باره آيه غرانيق از قول ابوالعليه حديثی نقل می کند ؛مبنی بر اينکه طايفه قريش از قدرتمند شدن روز افزون محمد به وحشت افتاده و سخت کوشش می کردند به محمد بقبولانند که اگر او موافقت کند با ادای سخنان شايسته ای ؛بت هايشان را مورد پرستش قرار دهد؛ آنها نيز به حاکميت نسبی او در محافل درونی شهر مکه گردن خواهند نهاد.محمد پيشنهاد اهالی قريش را با آغوش باز پذيرا شد و در اين جهت به آوردن آيه غرانيق دست زد و ضمن شتايش از بتهای ۳ گانه به آنها سجده کرد و شفاعت انهار ا مورد تاييد قرار داد ولی پس از عمل ياد شده متوجه شد که آيه های ياد شده از سوی شيطان به وی الهام شده است!!! مولوی نيز در باره رویداد غرانیق می گوید : بت ستودن بهر دام عامه را همچنان دان کالغرانیق العلی نکته جالبی که باید مورد توجه قرار بگیرد مفهوم واژه غرانیق است .غرانیق در زبان عربی جمع واژه غرنيق و غرنوق به معنی پرنده ای ويژه می باشد.بدين ترتيب غرانيق در زبان تازی معنی پرنده ها می دهد .تاريخ نويسان اسلامی نوشته اند غرانيق پرنده هايی بوده اند که در زمانهای پيشين در شهری به نام نومی ديا که در حدود کشور فعلی الجزاير بوده زندگی م کرده و از همه حيوانات بلند پروازتر بوده اند بنابريان هنگامی که محمد غرانيق را در رديف بنات الله قرار داده در واقع خواسته است تا اندازه ممکن در جه احترام و ستايش خود را نسبت به بتهای ياد شده نشان دهد و تا آنجا که ممکن است رضايت و پشتيبانی طايفه قريش را برای خود جلب کند . اگرچه محمد این کار را در چارچوب یک اقدام سیاسی برای جلب رضایت قریشیان انجام داده ولی دست زدن به این کار از معتقدات ذهنی اش هم زیاد دور نبوده زیرا کسی که به موجودات غیر مریی مثل جن ؛ فرشته و شیطان عقیده داشته و حتی پیش از ادعای نبوت بت عزی را پرستش می کرده به آسانی می توانسته به وجود خدایانی که دست کم دارای وجود فیزیکی و مادی هستند نیز معتقد باشد. رویداد غرانیق در تاریخ اسلام و قرآن به نام آیه های شیطانی خوانده شده و بر پایه نوشته طبری محمد پس از رد آیه غرانیق خود عنوان آیه های شیطانی را برای آیه غرانیق به کار برده است. بنابر این احمد سلمان رشدی ؛نویسنده کتاب جنجالی آیه های شیطانی در سال ۱۹۸۸ که رو ح الله خمینی به مناسبت نگارش کتاب یاد شده فرمان قتل اورا صادر نمود ؛عنوان کتابش را از ماجرای غرانیق اقتباس کرده و در گزینش این عنوان ابتکاری به کار نبرده است. ادامه دارد | I.H | 20:14 | | 5/06/2004 آيه های شيطانی ۲ مردم قريش از اين حرکت محمد و اينکه او بت های سنتی آنها را مورد ستايش قرار داده و به اصطلاح کتاب آسمانی قرآن ؛بت های آنان را در شمار الله بر شمرده و و جود آنها را تایید کرده بود شاد و سرخوش شدند و این خبر شگفت انگیز را با هیجان در تمام شهر پراکنده کردند. ترجمه آيه های ۱۹ و ۲۰ سوره نجم به شرح زیر است: ((آیا بت های لات و عزی و بت سومی ديگر ؛منات راديديد؟آن بت ها بزرگند و همانا شفاعت آنها پذيزفته است )) اين عمل محمد يعنی پرستش بتهای ۳ گانه سنتی اعراب و قبول شفاعت و ميانجيگری آنها برای رستگاری مردم؛افراد طايفه قريش را شاد کرد و بهمين سبب انها از آزار و شکنجه مسلمانان دست بر داشتند.مسلمانانی نیز که از ترس جانشان به حبشه رفته بودند به مکه باز گشتند. پس از رويداد ياد شده گروهی از پيروان محمد او را مورد سرزنش قرار دادند و به وی گفتند ؛در حاليکه آيين او تک خدا پرستی بوده و ستايش وجود يگانه را هدف رسالت خود قرار داده پس چگونه است که در برابر بنات الله به سجده افتاده و شفاعت انها را پذيرا شده است .کليمی ها و مسحيها نيز محمد را به باد انتقاد گرفته و گفتند محمد سرانجام به آيين اجدادی و قومی اش که بت پرستی بوده باز گشت کرده است. محمد خود نیز در این باره به اندیشه افتاد و بنا به رو ش معمولی که برای خویش برگزیده بود ؛این بار هم به اراده الله تخیلی و الهامات الهی او به زبان محمد جاری گشت و وی آيه ای ۷۳ تا ۷۶ سوره اسری را در رد آيه غرانيق از به شرح زیر از سوی الله نازل کرد: ((و هدف آنها این بود که ترا از آنچه ما وحی کردیم به تردید و وسوسه بیاندازد تا توبر ما افترا ببندی و تو را به دوستی بگیرند . و اگر ما تو را یاری نکرده بودیم هر آینه نزدیک بود تو کمی به آنها مایل شوی . در اینصورت ما عذاب زندگی و مرگ را دو چندان به تو می چشاندیم و بعلاوه تو در برابر ما نمیتوانستی به خود کمک کنی)) پس از اینکه محمد به اشتباه بزرگ و تاریخی خود درباره نزول آیه ((تلک غرانیق العلی و ان شفاعتهن لترجی)) به شدت از کرده ناشایست و احمقانه خویش پشیمان شد و آیه غرانیق را به بهانه اینکه از سوی شیطان به او الهام و از زبانش جاری شده است از قران حذف و تلاوت آن را ممنوع کرد. پس از حذف آیه غرانیق از کتاب قران؛ آیه های ۲۱؛۲۲؛و ۲۳ سوره نجم جانشين آيه ياد شده گرديد که ترجمه آن به شرح زير است: ((آيا شمار ا فرزند پسر و الله را دختر است اگر تقسيم بندی چنين باشد غير عادلانه است. اين بتها جز نامهايی که شما و پدرانتان بر آنها نهاده ايد چيز ديگری نيستند و الله هيچ دليلی برای پرستش آنها نفرستاده است و مشرکين در بت پرستی گمان باطل و هوای نفس خود را پيروی می کنند و از جانب خدايشان بر انها هدايت آمد و آنها دانسته گمراهی و شرک را برگزيدند)) در رويداد های زندگی محمد و تاريخ اسلام ؛دلايل بيشماری وجود دارد که محمد را يک فرد قدرت طلب نشان می دهد و ثابت می کند که ادعای پيامبری او بهانه ای برای بدست آوردن قدرت و فرمانروايی در پوشش يک پيامبر شاه مذهبی بوده و هرگونه پنداری را بنا بر رسالت محمد از ريشه نابود می سازد ؛ولی هر گاه تمام فرنودهای ياد شده ناديده گرفته شوند رويداد آيه غرانيق به تنهايی کافی است ؛ثابت کند که پندار پيامبری محمد يک شوخی تاريخی بيهوده ای بيش نيست . ادامه دارد | I.H | 17:45 | | 5/04/2004 زنان محمد 9 13- ریحانه دختر زید – ریحانه زن بسیار زیبایی بود و از طایفه یهودی بنی نظیر که با زید یکی از جوانان طایفه یهودی بنی قریظه ازدواج کرده بود .در سال 5 هجرت در جریان قتل عام مردان طایفه بنی قریظه شوهر ریحانه مقتول شد و محمد اورا به عنوان سهم غنیمت جمگی خود تصاحب کرد و شب همان روزی که شوهرش را کشته بود ریحانه را با خود به رختخواب برد*. 14-عصما بنت نعمان 15-قوتیله دختر قیس- قوتیله خواهر اشعث بن قیس بود که بر ضد ابوبکر شورش کرد و سپس یکی از رهبران مهم اسلام شد. هنگامی که محمد در شرف ازدواج با وی بود قوتیله درگذشت . بعضی گفته اند محمد پیش از همخوابگی او را طلاق داد**. 16-ملایکه دختر کعب-گروهی معتقدند که محمد در رمضان سال هشتم هجرت با ملایگه ازدواج کرد و سپس وی وفات یافت ***.عده ای نیز عقیده دارند که محمد پس از ازدواج و قبل از زفاف وی را طلاق داد**** ادامه دارد. * dagobert d.runs philosofy for every man p:68 **مجلسی حیات القلوب یا زندگی حضرت محمد جلد دوم صفحه ۵۹۷ ***IBN saad ; viii p:106;158;,8,11 ****مجلسی حیات القلوب یا زندگی حضرت محمد جلد دوم صفحه ۵۹۷ | I.H | 20:02 | | 5/03/2004 تظاهرات كارگران خشمگين در تهران و شهرستانها بيش از 20 هزار نفر از كارگران معترض در تهران به مناسبت روز كارگر دست به تجمع زدند. آنها شعار مي دادند : « مي جنگيم، مي ميريم ، سازش نمي پذيريم.» از صبح روز جمعه هزاران تن از ماموران انتظامي خيابانهاي اطراف محل تجمع كارگران را به محاصره درآوردند و به جز يك ورودي تمامي خيابانهاي منتهي به ميدان بهارستان را مسدود ساختند. كارگران با شعارهاي راديكال و ضد حكومتي خشم خود را از موقعيت كنوني شان ابراز داشتند. برخي از شعارها چنين بود :«مجلس به اين بي غيرتي هرگز نديده ملتی» قرارداد موقت ملغي بايد گردد»، " اعتصاب ، اعتصاب حق ماست"، " دولت بزرگترين تهديد كننده امنيت شغلي كارگران است"، " قانون كار ايران اجرا بايد گردد"، شعارهاي نيز عليه وزير كار و مقامات ديگر حكومتي سر داده شد. تعداد كارگران جوان و زنان كارگر چشم گير بود. كارگران موقعيت اقتصادي و اجتماعي خود را به دوران برده داري تشبيه مي كردند. يك فعالي سياسي شعارها و گفتارهاي كارگران بيانگر رشد فكري و آگاهي طبقاتي آنها مي داند. كارگران عنوان كرده اند : « در جامعهاي كه فئودال ها حكومت مي كنند، جايي براي كارگران نيست». تظاهرات امسال در شرايطي برگزار مي شود كه وضعيت اقتصادي كشور سير بحراني طي مي كند. گراني بيش از حد در حال تبديل بخشي از مردم به فقرا و بي خانمان ها است. دولت با اعطاي هر چه بيشتر كارخانجات ملي به بخش خصوصي مافياي خود آينده دهها هزار كارگر را در ماههاي آينده به خطر انداخته است. عدم اجراي قانون كار و نيز خارج ساختن كارگاههاي كمتر از 10 نفر از شمول قانون كار نشان دهنده ي وخامت اوضاع در ايران مي باشد. همکار ما كه در اين تظاهرات شركت كرده بود از تهران خبر مي دهد كه جو كارگري انفجاري است و كارگران آمادگي آنرا دارند كه در شرايط مناسب دست به يك قيام كارگري بزنند. وي مي گويد : « تنها مشكل كارگران در ايران مشكل ارتباطات ميان واحدهاي مختلف است. اخبار و گزارشها آنطور كه بايد بين كارگران منتقل نمي شود . همين سبب مي شود كه حركتهاي آنان بدون نتيجه و پراكنده باقي بماند.» در شهرهاي بزرگ ايران نيز تظاهرات كارگري با شعارهاي ضد دولتي برگزار شد. ایناز | I.H | 11:23 | | 5/02/2004 چند روزیست دوست عزیزی پیدا کردم که واقعا بدون تعارف و هیچ اغراقی باید بگم جلوش کم آوردم در حالی که واسه هر متن باید کلی این کتاب و اون کتاب و بخونم این دوست عزیز میاد برام کلی پیامهای جالب و آموزنده میزاره حتما یه سری بهش بزنید حیفم اومد پیامی که واسم گذاشته رو اینجا نزارم هم آموزندست هم جوابیست برای افرادی مثل مدیار که با گفتن اینکه محمد مقدس پس نباید در موردش حرف زد یا این جمله خنده دار ش که در مورد مقاله آیه های شیطانی گفته (چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند) و اما پیام دوست عزیزم یاور مسافر: (درود رفيق ... اولا که در برابر شما چيزي براي ارائه کردن ندارم... از اظهار لطفتان صميمانه سپاسگذارم. آري محمد بسيار زيرک بود .. در سفرهائي که به همراه پسر عمويش به سوريه امروزي داشت در بين کاروانها داستانها و افسانهاي آن روزگاران را شنيده بود ... جالب اينجاست که افسانه هاي آن روزگار در قران ثبت افتاده است ... بر خلاف آنچه که عوام فريبي محض بوده است محمد مدت کمي چوپان بود .. و در زمان جواني به خاطر شرايط خوانواده گيش در جريان بسياري از رخدادهاي سياسي قرار داست ...شايد باور نکني رفيق .. اما من از عرفان به اينجا رسيدم .. سالها گيج گيجک ميزدم لابلاي کتابهاي تذکره الوليا ،نفحات الانس ، رياض و العارفين ووو ... بعدرفتم سراغ عرفان کهن شرق ، مدي تيشن ، بوديسم ، ذن ، دائو و ... اما امروز تمام آگاهيم را مديون بن لادن هستم . چرا که بيچاره فقط فرامين محمد را اجرا ميکند و من نتوانستم به تضادي در افکارش با اسلام دست پيدا کنم .به نظر من مکتب شيعه از سني تقلبي تر است .. اما از بحث خارج نشويم ... صحبت از آن سه صنم شد که نام برديد ... مي خواهم نظر رفقاي مشرک و مومنتان را بپرسيد ...اگر رسالت محمد بر پايه دغل و زور به خورد توده ها داده نشد .. چرا مانند دزدان آن سه صنم را فروريخت اگر ميتوانست استدلال هاي منطقي داشته باشد چرا فانوس را نگه نداشت که بت پرستان خو تبر بزنند .. چرا خدايشان را کشت .. ابوسفيان حق داشت که دشمني کند .. چرا زماني که در خارج از مکه بسياري نزد او گرد آمده بودند و ميگفتند يا محمد معجزه اي کن تا همه گي ايمان بياوريم ، طفره رفت ، ببين رفيق ، از نظر من موسي دوست داشت فرعون بشود.براي همين اين راه کار را انتخاب کرد که خدايي قوي تر از آمون خلق کند ، عيسي البته تحت تاثير موسي بود و بيچاره انسان زياده خواهي نبود اما صرع داشت و بسيارهم خيال باف بود ، تا آنجائي که من ميدانم هيچگاه معجزه اي نداشت ... ببين بهزاد جان ، اگر مردمي که آلت پرست بودند ، سنگ پرست بودند ، خورشيد پرست بودند ،گاو پرست بودند و... اگر ميديدند کسي مرده زنده مي کند به او ايمان خداوندي مي آوردند نه نبوت ... ) | I.H | 22:11 | | 5/01/2004 آیه های شیطانی1 رویداد غرانیق که در واقع شرم پذیرش ناپذیری بر چهره محمد و الله او نشانده است بر اثر یکی از نخستین در گیریهای محمد و افراد طایفه قریش به وجود امد .بدین شرح که گروهی از افراد طایفه قریش مسلمانان را در دره مکه پیروی کردند و در حالی که انها مشغول برگزاری نماز بودند به آنها حمله بردند.مسلمانان در برابر حمله آنها به دفاع پرداختند و در این گیر و دار سعد ابن ابو وقاص با استخوان آرواره شتر یکی از مهاجمان را زخمی کرد.این رویداد نشان داد که مسلمانان از آن پس نمیتوانستند که از ایمنی جانی برخوردار باشند .از اینرو محمد تصمیم گرفت که پیروانش را به حبشه بفرستد تا از آزار طایفه قریش در امان باشند . در جهت اجرای این تصمیم محمد به نجاشی پادشاه حبشه نامه ای نوشت و از او درخواست کرد که به مسلمانان در سرزمین خود پناه دهد و نامه را به وسیله جعفربن ابیطالب برای او ارسال داشت و مسلمانان را روانه حبشه کرد . با این وجود طایفه قریش از آزار دادن بقیه مسلمانا ن دست بردار نبودند. دلیل اینکه مردم قریش تا این اندازه با آموزشها ی محمد درباره خودداری از پرستش بتهایشان مخالف بودند این بود که پرستش بنات الله یا دختران الله که به 3 بت مقدس لات-منات و عزی اطلاق میشد زیر بنای زندگی فردی و اجتماعی مردم عربستان را تشکیل میداد و سبب همبستگی و یگانگی آنها بود .مردم عربستان تا زمان ظهور محمد فکر میکردند که خدایانشان نگهبان و پاسدار زندگی و داراییهای مادی و معنوی آنها بودند ولی اکنون یکی از تازیهای عربستان به نام محمد از کرانه های بینامی و تاریکی سر به در آورده و مقدس ترین سرمایه های معنوی آنها را مورد اهانت قرار داده بود و این عمل به هیچ وجه برای تازیهای عربستان نمیتوانست قابل پذیرش و درک باشد. محمد خود به خوبی به این امر آگاه بود و می دانست که تغییر دادن اعتقادات مردم یکشبه کار آسانی نیست و میتواند اعلام جنگ بر علیه خود باشد. باید در نظر داشت که تا زمانی که کسی با معتقدات سنتی مردم عامی کاری نداشته باشد و تنها بخواهد خدایی به خدای آنها بیافزاید مردم در برابر پذیرش یک بت یا یک خدای اضافه بازتاب چندانی نشان نخواهند داد ولی زمانی که کسی بخواهد خدای جدیدی را جانشین مقدسات آنها بکند چنین عملی به آسانی برای آنها قابل تحمل نخواهد بود . محمد تازی گمنام ولی با هوش و درایتی که با دست آویز دین تازه اش خیال پیامبر شاهی را در سر می پروراند این واقعیت را به خوبی درک کرد و تصمیم گرفت برای جلب توجه مردم قریش به بنات الله ویا یتهای 3 گانه کرنش کند و حتی شفاعت آنها را مورد پذیرش قرار دهد و چون همیشه به دنبال آنچه در مغز محمد می گذشت از طرف الله آیه ای به وسیله جبرییل به او الهام و به عنوان فرمان الهی از زبانش جاری می شد این بار نیز به دنبال تصمیم تسلیم شدن به بت های 3 گانه اعراب محمد آیه های 19 و 20 سوره نجم را در جوار کعبه برای مردم خواند و سپس در برابر 3 بت یاد شده به سجده افتاد و همه افراد حاظر نیز چه مسلمان چه غیر مسلمان همراه او به بنات الله سجده کردند. ادامه دارد | I.H | 20:14 | | کميته دفاع از حقوق بشر در ايران: Committee for the Defense of Human Rights in Iran کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در مظان اتهام آقاي کوفي عنان دبير کل سازمان ملل متحد: همانطور که مستحضريد، کميسيون حقوق بشر سازمان ملل، پرونده قطور نقض حقوق بشر جمهوري اسلامي ايران در سال 2003 را قابل بررسي و صدور راي محکوميت ندانسته است. تصمیم کميسيون حقوق بشر در حالي گرفته شد که طبق گزارش گزارشگر ويژه سازمان ملل در مورد حق آزادي عقيده و بيان در ايران، آقاي آمبئي ليگابو، وضعيت رعايت حقوق بشر در رژيم جمهوري اسلامي ايران "در چندين سال گذشته وخيم تر شده است." (بند 104 گزارش) براي يادآوري مجدد آن جناب و اعضاء کميسيون حقوق بشر سازمان ملل، به اهم موارد نقض حقوق بشر در ايران بنابر گزارش نماينده ويژه سازمان ملل که در تاریخ 12 ژانویه 2004 منتشر گردید، عینا اشاره مي گردد: الف- وضعيت مطبوعات: گزارشگر ويژه در اين مورد ضمن اعلام سانسور شديد (بند 39) بيان داشته است که "بيشتر پرونده هاي متخلفين مطبوعاتي و سياسي پشت درهاي بسته دادگاه و توسط قضات ناشايست انجام گرفته است (بند 40) و "81 نشريه در توقيف میباشند و در حال حاضر 23 روزنامه نگار در تهران زنداني بسرميبرند". (بند 44) گزارشگر ويژه سازمان ملل اذعان نموده است که اين اعمال بطور قطع هیچکدام در چهارچوب اجراي حق آزادي عقيده و بيان نمیباشد.(بند 46) ب- روزنامه نگاران و روشنفکران: گزارشگر ويژه سازمان ملل در اين مورد بيان داشته است که شاکيان روزنامه نگاران و روشنفکران عموما مقامات شوراي نگهبان، پاسداران انقلاب، بسيج، صدا و سيما و دادستانها مي باشند و "بعد از دستگيري روزنامه نگاران و روشنفکران، آنان مدتهاي طولاني در سلولهاي انفرادي از 30 روز تا يکسال نگهداشته شده اند.(بند 48- ب) آقاي کوفي عنان، گزارشگر ويژه ضمن بیان نگراني خود از اين وضع، يادآور شده است که "طبق مصوبه 32/2003 کميسيون حقوق بشر، بازداشتهاي بدون ارتباط (سلولهاي انفرادي)، نوعي از رفتار خشن، غير انساني، تحقيرآميز و شکنجه محسوب مي شود".(بند 48- ب) گزارشگر ويژه سازمان ملل همچنین ضمن بررسي پرونده هاي متهمين در دادگاههاي انقلاب اظهار داشته است که "بيشتر پرونده هاي متهمين در دادگاهها غير علني مطرح و برگزار شده است تا جائيکه شاهديني که مي بايست در حمايت از متهم در دادگاه حاضر شوند اجازه ورود نيافتند و در نتيجه حکم محکوميت هاي بسيار شديدي براي متهمين صادر شده است. اين محکوميت ها از چندين سال زندان همراه با شلاق و در چند مورد اعدام مي باشد.(بند 48- د / ه) گزارشگر ويژه در گزارش خود از صدور حکم يک استاد دانشگاه بنام هاشم آغاجري خبر داده است که به جرم توهين به اسلام و رهبران ديني و ارتداد ابتدا به اعدام و سپس بطور غير رسمي، بوسيله ديوان عالي به 5 سال زندان، 5 سال ممنوعيت از تدريس و 5 سال محروميت از حقوق مدني محکوم شده است. در اين رابطه هنوز بعضي از مقامات رسمي قوه قضائيه همراه با صدا و سيما به قطعيت حکم مرگ اين استاد دانشگاه تربيت مدرس اشاره مي کنند.(بند 49) گزارشگر ويژه در مورد آقاي سيامک پورزند روزنامه نگاري که در تاريخ 24 نوامبر 2001 بازداشت شده است چنين بيان مي دارد که "آقاي پورزند بعد از دستگيري عليرغم داشتن 72 سال سن و وضعيت نامطلوب تندرستي در يک سلول انفرادي به مدت 4 ماه و بدون دسترسي به وکيل و مراقبتهاي اوليه پزشکي نگه داشته شده است. او بعد از محاکمه در پشت درهاي بسته دادگاه به 11 سال زندان محکوم شده است و در جولاي 2002 به اجبار در صفحه تلويزيون دولتي جهت اعتراف ظاهر میگردد که بنظر مي رسد اين اعتراف با تحت فشار قرار دادن او صورت گرفته است".(بند 52) آقاي کوفي عنان، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد آقاي آمبئي ليگابو در ادامه گزارشات خود در مورد دانشجويان آورده است که:"در خلال واقعه سال 1999 و 2003 تظاهرات آرام و صلح آميز دانشجويان بوسيله اعضاء بسيج (گروه موازي تحت مديريت سپاه پاسداران و نمايندگي آنان در هر دانشگاه بنام سازمان بسيج دانشجوئي) و انصار حزب الله (گروهي وابسته به بيت رهبري، سيدعلي خامنه اي) مورد حمله قرار گرفتند و بسياري از آنها بازداشت شدند".(بند 56) "وضعيت دانشجويان و روشهائي که در مورد آنها بکار برده شده است شباهت بسياري به وضعيت روزنامه نگاران و روشنفکراني دارد که نمونه هائي از آنها پيشتر شرح داده شد".(بند 58) در اين ارتباط گزارشگر ويژه "نسبت به وضعيت دانشجوياني چون مهرداد لهراسبي، عباس دلدار و احمد باطبي نگراني شديد خود را ابراز کرده است". (بند 59) آقاي کوفي عنان دبير کل سازمان ملل متحد، مورد ديگري که توجه گزارشگر ويژه را بخود جلب نموده است وضعيت وکيلان در نظام جمهودي اسلامي ايران است. آقاي آمبئي ليگابو در گزارش خود بيان داشته است که:" وکيلان براي دفاع از موکلان خود از حق مصونيت در دادگاه برخوردار نيستند و گزارش شده است که (رژيم) اغلب براي تحت تعقيب قرار دادن وکيلان از قوانيني که در ارتباط با اتهام "نشر اکاذيب" است، استفاده مي کند".(بند 63) گزارشگر ويژه بعنوان نمونه به پرونده ناصر زرافشان وکيل مدافع حقوق بشر اشاره مي کند و در اين مورد بيان مي دارد که" آقاي زرافشان وکيل مدافع خانواده 4 روشنفکر برجسته و مخالف است که در سال 1998 با طرح و نقشه سرويسهاي اطلاعاتي رژيم کشته شدند. او در تاريخ 16 دسامبر 2000 (آذر 1378) بوسيله سازمانهاي قضائي نيروهاي مسلح (که اختيار بازداشت افراد غير نظامي را ندارد) و به دليل مصاحبه انتقاد آميز خود نسبت به نحوه تحقيقات و اعتراض به مفقود شدن برگه ها و اطلاعات داخل پرونده، با شکايت قاضي بازداشت شد.(بند 65) آقاي دبير کل، ناصر زرافشان در يک دادگاه نظامي غير علني که صلاحيت محاکمه او را به عنوان فرد غير نظامي نداشت محکوم به 3 سال زندان و 70 ضربه شلاق شد و از حرفه خود بعنوان وکيل محروم گشت.(بند 66) به نظر گزارشگر ويژه "محاکمه و محکوميت آقاي زرافشان به آن علت بود که رژيم مي خواست از افشاء اطلاعاتي که مردم از طريق دفاعيات او در مورد پرونده قتلهاي زنجيره اي باخبر میشدند، جلوگيري نمايد.(بند 67) آقاي کوفي عنان دبير کل سازمان ملل متحد، بي ترديد شما از واقعه دهشتناک مرگ خانم زهرا کاظمي عکاس و روزنامه نگار ايراني- کانادائي باخبر هستيد. گزارشگر ويژه سازمان ملل، آقاي آمبئي ليگابو، بعد از شرح واقعه و اظهار نگراني عميق از آن معتقد است که خانم کاظمي بعنوان يک خبرنگار و بخاطر انجام وظائف خود بعد از دستگيري بقتل رسيد و او نه تنها هيچ پاسخ قانع کننده و کافي از طرف اولياء امور که مسئوليت کلي نسبت به وقوع اين جرم نفرت انگيز را داشتند، دريافت نکرده است بلکه آنها توانستند که شرايط مصونيت مطلوبي را براي مرتکبين اين جنايت در برابر نهادهاي مجري قانون فراهم کنند و در نتيجه پيام مسئولين حکومتي براي مردم ايران اين بود که مقامات رسمي براي انجام کارهاي خلاف خود مسئول و پاسخگو نمي باشند.(بند 78 و 79) آقاي کوفي عنان دبير کل سازمان ملل متحدگزارشگر ويژه شما در ادامه گزارش خود به صراحت اظهار ميدارد که: الف: "ناشران، مترجمان، هنرمندان و مديران، فعالين سياسي، اعضاء احزاب و سازمانهاي سياسي مخالف بطور مداوم يا مورد اذيت و آزار قرار مي گيرند و يا بوسيله اولياء امور تحت پيگرد قانوني مي باشند." (بند 82 و 87) ب: (تعدادي از) "ملي مذهبي ها به خاطر ابراز عقيده و بيان صلح آميز خود در زندان بسر ميبرند." (بند 88) ج: "قانون مطبوعات و قوانين کيفري (رژيم جمهوري اسلامي) ضمن آنکه منافات با ماده 19 بند 3 کنوانسيون بين المللي حقوق مدني و سياسي دارد، نقض آشکار حق آزادي عقيده و بيان شهروندان میباشد و همچنين مغاير بر بند 1 و 2 کنوانسيون مزبور است."(بند 95 و 98) د: "وضعيت حق آزادي عقيده و بيان در ايران وخيم تر گشته است." (بند 104) ه: "افرادي که بر اساس ابراز عقايد خود مدتهاي بسيار طولاني در سلولهاي انفرادي بازداشت شده اند، طبق مصوبه کميسيون حقوق بشر 23 /2003 شکلي از مجازات ظالمانه، غير انساني، افتاري تحقير آميز و شکنجه محسوب ميشود." (بند 106) و: "درخواست آزادي زندانيان مطبوعاتي و کسانيکه به جرم ابراز عقيده مخالف (زندانيان سياسي) محکوم و مجرم شناخته شده اند." (بند 108) آقاي کوفي عنان، اگر اعضاء کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد به گزارش نماينده ويژه سازمان ملل آقاي آمبئي ليگابو اعتناء نکرده اند و همزبان با سخنگوي قوه قضائيه رژيم جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 27 آوريل 2004 ، گزارش آقاي ليگابو را نه از نظر موضوعات مطرح شده و نه از نظر تحليل نظام حقوقي جمهوري اسلامي" قبول ندارند و آنرا واقع بينانه نمي دانند حداقل مي بايست به گزارشات سالانه نهادها و سازمانهاي بين المللي و غير دولتي دفاع از حقوق بشر مانند سازمان عفو بين الملل، سازمان ديده بان حقوق بشر، سازمان خبرنگاران بدون مرز و يا ليگ بين المللي حقوق بشر توجه میکردند. اين سازمانهاي مدافع حقوق بشر بدون استثناء و بطور مداوم نقض فاحش حقوق بشر در ايران را هشدار داده اند. براي نمونه سازمان عفو بين الملل در گزارش اخير خود رژيم جمهوري اسلامي ايران را با حداقل 108 اعدام در سال گذشته در رديف دوم جهان قرار داده است و سازمان گزارشگران بدون مرز که همواره به افشاء تعرض به آزادي مطبوعات در جهان مي پردازد، ايران را با داشتن 12 روزنامه نگار در پشت ميله هاي زندان، بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاور ميانه توصیف کرده است و رهبر جمهوري اسلامي، سيدعلي خامنه اي را از جمله 42 رهبر و مقام دولتي در جهان میداند که دشمن آزادي مطبوعات است. آقاي کوفي عنان، اينک که اعضاء کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد نه به گزارش گزارشگر ويژه اهميت داده اند و نه به گزارشات متعدد سازمانهاي بين المللي مدافع حقوق بشر مبني بر نقض فاحش حقوق اوليه بشر در ايران توجه کرده اند و نه حتي به انتقاد برنده جايزه صلح نوبل که از نقض مداوم حقوق بشر در ايران گله و شکايت دارد، اعتنائي کرده اند. پس لااقل حق این بود که به اعترافات مقامات عاليه رژيم جمهوري اسلامي يعني رئيس قوه مجريه و مقننه ايران عنايت می فرمودند. براي نمونه رئيس جمهوري ايران در تاریخ 26 آوریل 2004 زبان به اعتراف گشود و صراحتا اقرار کرد که "ما زندانيان سياسي داريم و کساني را داريم که بخاطر عقيده شان در زندان بسر مي برند". آقاي کوفي عنان، با توجه به مطالب مذکور، يکايک اعضاء 53 گانه کميسيون حقوق بشر سازمان ملل در مقابل وجدان بيدار مردم ايران و افکار عمومي جهان در مظان اتهام ميباشند. آنها متهم هستند که بخاطر حفظ منافع استراتژيک و روابط منفعت طلبانه سياسي و اقتصادي کلاني که با رژيم جمهوري اسلامي دارند، از نقض فاحش و مداوم حقوق بشر در ایران چشم پوشي نموده اند و بدیهی است که شما به عنوان دبير کل سازمان ملل متحد در قبال اين رفتار مماشات جويانه اعضاء کميسيون حقوق بشر مسئول ميباشيد و در آینده عواقب ناشي از اغماض و ناديده گرفتن نقض حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران را به عهده دارید. کميته دفاع از حقوق بشر در ايران اول ماه مي 2004 (11 ارديبهشت 1383) | I.H | 13:59 | | |
|